تبليغاتX
دل نوشته های یه پسر روانی - پنجره 61

دل نوشته های یه پسر روانی

سلام !

من نمی دونم این روزا چرا همه جا عزا ( مطمئن نیستم املاش درست باشه ) شده ! البته اینو می دونم که یه گوشه ی دیگه ی این دنیا واسه یه آدم دیگه هر روز و هر روز شادیه ! همه چی نسبیه ٬ مگه نه ؟! دنیای من سیاه پوش شده ! چه ربطی به دنیای بقیه داره ؟!! ( دنیای پوشالی ... )

Khosro Shakibayi

یکی دو روز پیش هم یه مرد تمام عیار رو از دست دادم ( دادیم ) ٬  صدای گرم این مرد خیلی وقتا همدم تنهایی های من شده ! وقتی با صدای مردونه و دل نشینش شعر های سهراب سپهری رو دکلمه می کرد ...

همیشه موندگاری توی دلها خسرو ...

روحش شاد .

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 13:55  توسط میثم  |