تبليغاتX
تودلیهای یک پسر متاهل - پنجره !؟ (8)
سلام !

 خوبید ؟! حالتون بهتره که ایشالله ؟! منم خوبم ! مرسی !  والله دلم واسه اینجا تنگ شد ولی بازم مثل همیشه میثم برنده می شه ! اوه ! نه  منظورم اینه که بازم مثل همیشه نمی دونم چی می خوام بنویسم ! ولی خوب چی می شه ؟! تاحالا که نمی دونستم چه جوری نوشتم از این به بعد هم همون جوری

اون روز یکی از دوستان گفت : میثم ؟! تو عادت داری همه چیز رو قشنگ کنی ! حتی چیزای زشت رو ! ببینم مگه این کار بده ؟! اگه بد باشه با این حساب تمام ارایشگر ها باید در دکونشون رو تخته کنن برن پی حمالی ؟! می دونید هر کسی که می ره ارایشگاه زشت نیست ! ولی اونایی که زشتن به تنها چیزی که احتیاج دارن دست ماهر آرایشگره تا زیبا بشن ! و شاید تنها چیزی که روح اون ادما احتیاج داشته باشه یه ذره زیبایی بیشتره ! حالا اگه کسی این دست ماهرو داشته باشه اشکالی داره چیزایی رو که زشتن زیبا کنه ؟! حتی واسه چند لحظه ... من که زیباشون می کنم شما چه طور ؟! بعضی چیزا به غلط زشت شدن ! نه اینکه خدا زشتشون کرده باشه ها ! نه ! این فکر کوتاه و تابوی اجتماعی و فرهنگی غلط ما انسان ها بوده که باعث زشت شدنش شده ! اگه هر کسی که توانش رو داره یه گوشه ی این دنیا بشینه و به آرایشگری مشغول شه بعدش زندگی میشه گلستان ! مگه نه ؟!  این جز اینکه هم به ارایشگر روحیه می ده ٬ ادما هر طرف که که نیگا کنن رد پای نوازشگرِ ارایشگر ماهرو می بینن و اگر انسان باشن ته دلشون یادی از ارایشگر می کنن و شاید حتی این یاد کردن به حدی قوی باشه که بخوان مثل ارایشگر بشن ؟!

من اگر برخیزم، تو اگر برخیزی، همه بر می خیزند

من اگر بنشینم، تو اگر بنشینی، چه کسی برخیزد؟

بر می گردم ... البته توکلتُ علی الله !  

پ.ن (۱): ?If life ain't just a joke then Why Am I DEAD ?! any idea

پ.ن (۲): تمام وجودم غصه اس ! من از تنهایی بدم می آد ... آااا ! نه ! یکی اومده مهمونی توی دلم ! یه غریبه آشنا ...

پ.ن (۳): من اگه نباشم کی واسه همیشه٬  تورو می پرسته ؟ کی برات میمیره ؟ کی نمیشه خسته ؟ کی تورو میذاره روی دوتا چشماش ؟ کی اگه نباشی٬ می گیره نفس هاش ؟! من اگه نباشم ... من اگه نباشم ...

پ.ن (۴): Ring my bells , pls

پ.ن (۵): ای بابا ! من اگه بتونم از روی این صندلی بلند شم می رم سراغ درس و مشقم ها  کلی انتگرال و فیزیک مونده باید بخونم ! اصلا به فرم انتخاب واحد نیگا نکردم که کی امتحان شروع می شه  یا شاید اصلا شروع شده و من نمی دونم ! اگه اینجوری باشه وای به حالم! بابا خیتَییمه کَسَر !( ترجمه ی این جمله برای هموطنان فارس  ٬ به علت خلاف ادب بودن به صحبت های درگوشی موکول می شه )  ! مثلا می خواستیم بشینیم چند روز درس بخونیما! یهو شوهر عمه جان هوس سفر کردن زد به سرش ! این هیچی اصلا ! گواهینامه ی راننده گی رو بگو   ۷ ماهِ ازگار دارم گواهینامه می گیرم ! یه بار که توی علائم افتادم ! بعد اون ۲ بار خواستم برم امتحان هر دو بار برف بارید !  کاش یه مسابقه می زاشتن که جایزه هاش گواهینامه ی پایه یک و دو بود  نمی دونم ! تا وقتی که ما می خواستیم گواهینامه بگیریم از این جور مسابقه ها خیلی برگذار می شد ! نمی بینید چه جوری راننده گی می کنن ؟! ۹۹٪ گواهینامه ی گرامی رو جایزه گرفتن   ولی به ما که رسید اسمون تپید  منم گواهینامه می خوام م م . . . 

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 10:4 توسط میثم |