دلم ابریست ...
بارانیست ...
طوفانیست ... !
بارانیست ...
طوفانیست ... !
قافله ی نگاهم از دالان ترس چه با آرامش می گذرد !
گویی تپش های دلم را نمی فهمد !
گویی او هم دلتنگ رقص فروزان دیوانگیست !
خنده ای پیچید ولی افسوس به تلخی ...
پس از آن روز دلم در دیوار های نارنجی رنگ آتش به یادگار ماند
نقشی ساده از هزاران سال پیش ولی برای دیروز !
میثم ۰ اتاق تاریک
۹/۲/۸۷
مرگ من روزی فرا خواهد رسید ...
+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 21:18  توسط میثم
|
