تبليغاتX
تودلیهای یک پسر متاهل - پنجره !؟ (40)
سلام !

خوبید ایشالله ؟!
منم خوبم ! مرسی ... بهتر از این نمی شم !

انسان برده می شه ٬ چون از تنهایی می ترسه .
پس به جمعیتی نیاز داره٬ به جامعه ای ٬ به سازمانی و شاید به روابطی عاطفی .

ترس ٬ بنیاد تمامی موسسات است .
و یه ذهنی که ترس داره چه جوری می تونه حقیقت رو بفهمه ؟!
حقیقت مستلزم بی باکی است .
و خواستگاه این بی باکی و نترس بودن ٬ درون روشن "منه" .

و شاید به همین دلیل باشه که تمام آیین ها ٬ موسسات و جوامع و سازمان ها
راه حقیقت رو سد کردن !

وقتی دونه ای کاشته می شه ٬ تنها کاری که باید انجام داد "منتظر بودنه" !
دونه شکسته می شه و شکوفا . ولی مگه می شه به این روند سرعت داد ؟!
مگه هر چیزی به زمان نیاز نداره ؟!

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 11:24 توسط میثم |