تبليغاتX
تودلیهای یک پسر متاهل - پنجره !؟ (22)
روح مرا

به لذات جسمانی وعده می دهند !

آخر روح را حورالعین به چه کار  آید ؟!  (سارا کلام)

الان داشتم موهامو سشوار می کشیدم و اندر باب حکمت گوسپندانه فهیم تامل می کردم به نتایجی شگرف دس پیدا کردم  ! ببینید بعضی بَبَیی ها که احساس می کنن با بقیه فرق دارن و مشکلشون اینه که بقیه اونارو نمی فهمن یا اونارو فقط واسه پشماشون می خوانشون می تونن با این جمله ای که از تراوشات ذهنیه خودمه (   ) استفاده کنن ! در واقع در نهایت اعتماد به نفسم که الان چسبیده به سقف این دارو رو براشون تجویز می کنم  ( مثل دیگران بودن حتی برای یک مدت کوتاه ( مثلا نیم ساعت در طول روز ) برای بَبَیی های متفاوت و تنوع خواه خودش یک نوع تنوع بیده ! پس چی شد ؟! از این جمله برای معالجه ی کون درداتون هنگامه پشم چینی استفاده می کنید

نقطه سر خط .

دیروز لابد من بودم ؟ آره خوب من بودم ! ببینید من چی می گم ؟ اسمش اینه که آی ی ی نفس کش  ! خندیدم گل شیدا شد ! شیدا چی شد ؟! چوب توی آستین ملت کردن شده باقیات الصالحات ! هدایت توام مست بودیا ! اِ خودم دیدمت  یه جا خوندم ! چی خوندم :صادق هدایت :  اگه پایین تنه ی گرامی رو از آدم بگیری نصف قوانین اسلام اگه دود شم می رم هوا ها    (مترسک فیلسوف ! شایدم مار سوف ! حتی پیل سوف ! آقا به من چه ؟ ولی یه کلام ختم کلام : خوبی ؟ ) ملت حالم خوش نیس ! احیانا چیزی در قسمت ما تحت داره اذیتم می کنه ! مثل این می ماند که دنیا آلتی داشته است ! آنرا راست کرده است به ک.ون ما ! خدا قسمت اول از شبکه ی اول سیما ! سیما و مینا و سپیده و سحر  همه از یادگار های جبهه و جنگه ! بیداد حکم فرماس !

 قایق موتوری سوار شدی تا حالا ؟!

من چی کار کنم ! تمام دیروز رو انگاری خواب بودم ولی مهم نفس قضیه بیده  هپی ولنتاین

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 17:33 توسط میثم |