تبليغاتX
تودلیهای یک پسر متاهل - پنجره !؟ (16)
سام الیک ! همون سلام خودمون دیگه ! این که دیگه چپ چپ نیگا کردن نداره  ! اولندش که این شعر سه بیتی که منسوب به کیه نمی دونم رو بخونید بعدش می خوام داد و بیداد کنم ببینم جریان این کنکور چیه ! ( البته این بحث به من پیشنهاد شد ! منم چون چیزی نداشتم بنویسم در نتیجه قبول کردم که در این مورد غزلیاتی چند تلاوت کنم حضور مبارکتون  و شما مجبورید تا آخر بخونید و البته جهت حمایت این شبکه ی وبلاگ شماره حسابمو آخر سر می نویسم صدقه هاتون رو نقدا واریز کنید  ) خوب بریم سر وقت شعری که گفتم و به نظر من درد دل ۹۹٪ آدم هاست !

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند ... چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند !

مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس ... توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند !

گوئیا باور نمی دارند روز داوری ... کاین همه قلب و دغل در کار داور می کنند !

خلاصه اینکه ! آهای جوون های مملکت گول این تبلیغات کلاس کنکور هارو نخورید که همه کشکه ! البته از بدترین نوعش ! می دونید اصلا من جای شما باشم این کنکورم همون کشکی حساب می کنم می ره ! که چی ؟! می خواید برید دانشگاه که چی بشه ؟! اونایی که رفتی چه تاجی به سر خودشون و ننه باباشون زدن که شما بزنید ؟! می خواید برید دانشگاه معتاد شید ؟!  خدایی بهترین چیزی که گیرتون می آد همین اعتیاد بیده !حالا اینا به کنار ! نمی دونم گ*ز رو چه ربطی به شقیقه که دارم اینارو می نویسم ! بحث ما سر کنکور بود !  اون همه نشستم دیفرانسیل خوندم !  هر تست گاج رو ۴ بار زدم ! سر جلسه کنکور حتی یه سوال دیفرانسیل نتونستم حل کنم ! اینجا نتیجه ای که می گیریم اینه که زیاد به خودتون فشار نیارید  هر چه قدرم کارتون درست باشه یه جا بالاخره گند می زنید ! حالا من یه پیشنهاد واسه تمام عزیز های کنکوری دارم  نظرتون چیه نرید سر جلسه ؟! خدایی فقط یه سال نرید اینا کنکورو از صحنه ی روزگار حذف می کنن ها! از من گفتن ! آقا چه کشکی چه دوغی چه آب هویجی ! پاشید جمع کنید بابا  مملکت به اندازه ی کافی دکتر مهندس داره ! شما لطفا برید معتاد شید ! برید دنبال مد ! اصلا من خودم با مبارزه با هر چی مد و لباس اَجَق وَجَقه به اشتیاق شما دامن می زنم ! برید دنبال جنس مخالف ! من که نمی ذارم دست شما ها بهش برسه ! اینجوری حریص تر می شید !  اینقد بخورید که با یه بار امتحان کردنش خفه شید و به گند کشیده بشید !اینه ه ه ه!   کارم خیلی درسته نه ؟!   ما دیگه احتیاجی به دکتر مهندس نداریم توی این مملکت ! عزیز من ! ما تعهد می خوایم نه تخصص ! می فهمید ؟! بی سواد باش ولی دو تا هیئت برو ٬ صبح که از خواب پا می شی می بینی شدی مدیر فلان بانک ! معاون فلان اداره !  ای بابا ! من که باز حرف ۳۰ یا ۳۰ از خودم در کردم !

کشف ارتباط این متن با کنکور به خواننده واگذار می شود

بر می گردم ...

پ.ن (۱): بی تو من در همه ی شهر غریبم ... چه جمله ی قشنگیه ! نه ؟ بی خیال ! فردا تاسوعاست ! اووو ... چه زود گذشت یه سال ! ماندگار شدن ! چهره های ماندگار کی شروع می شه دوباره ؟!  حضرت ابوالفضل انتهای عشق و رفاقت رو به همه نشون داد ٬ امام حسین (ع) هم انتهای استقامت و پا فشاری روی هدف هارو ! این همه اسوه داریم ! چرا این همه ادعایی که داریم با عمل بی ادعای اون ها قیاس نمی شه تا ببینیم که چه قدر عقبیم و حرف هامون و تصمیم هامون همش کشکیه !؟ یکی جواب بده ! حوصله ای نیست برای نفس کشیدن ! " چه خیال انگیز و جان بخش است اینجا نبودن ... !"

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 0:48 توسط میثم |