تبليغاتX
تودلیهای یک پسر متاهل - پنجره 100
هستی از ما آلت خورده است ، ما از هستی .

گاو آهن گونه می دویم ما ! بدون هیچ هستی ...

دوس داری قار قار کنی ؟! خوب بکن ! منتهی می تونی بری یه جای دور  ! ما به کلاغ های فضله خور اتاق اجاره نمی دیم ! راستی یه سوال دارم !؟ می دونی تو همان خاکی که هستی ؟ کجات خراب بوده ؟! منظورم کدوم نطفه اس ! نطفه ی مامانت یا سرباز بابات که تو اینقدر جنگلی شدی ؟! طبیعتت فقط به درد بتن با تاب فشاری 5456465778 می خوره ! راستی یه کادو دارم برات ! به زودی به دستت می رسه ! ویسکی پرورده توی چوب بلوطی که با جیش دوستم مزه دار شده ! اوه داشت یادم می رفت !

هپی ولنتاین ! عشق پانزده سانتی از آن تو ...

می تونم بپرسم اسبتو کجا می بندی ؟! تاحالا کسی بهت گفته به مویی بندی ؟!

شاید که آینده از آن ما ...

اون موقع می خوای چیکار کنی ؟! می دونی من می تونم خیلی کینه ای باشم ! چیکار کنم ! منم مثل تو مصالحم خراب بوده ! ولی از پشت و جلو خوب بهم رسیدن ورز اومدم ! اگه خاموشم مپندار که راضیم !

تو ای شکاف محدوده ی من ... سفید دردانه ی من ...

پ ن ( 1 ) : کرم خاکی عزیزم ! مخاطب این مطلب تو نیستی ! اصلا !!!

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 0:24 توسط میثم |