اوه ! کم کم داشتم مثل بخر روی شیشه از روی دل های مثل شیشه ی شما پاک می شدم ولی می دونم که همیشه اثر دستی که منو پاک کرد روی دلاتون می مونه !
بی خیال اینا !
عجب اوضاعی شده ! نظرتون چیه که این دفعه هم مثل ۴ سال پیش همه با هم بریم به آقای دکتر رای بدیم ؟! شاید که آینده از آن ما ... عصبانی شدید ؟! اما باور کنید بهترین گزینه همینه ! نظرتون چیه یه فرصت دیگه به این آقای دکتر بدیم ؟! شعر تازشم که پر واضحه چیه ! اصلا خودش اعتراف کرده ! این که دیگه ناراحتی نداره ! هر روز داره می گه : خودم ری.دم خودم درستش می کنم !
اما نه دیگه آقای دکتر ! این تو بمیری از اون تو بمیریا نیست ! ولی دس مریزاد ! کاری با این مملکت و ملت کردی که کسی که تا ۴ سال پیش به هرکی که می رفت رای بده می خندید این دفعه خودش داره همه رو به رای دادن ترغیب می کنه ! این دفعه منم می خوام بین بد و بدتر با اجازه ی بزرگترا بد رو انتخاب کنم ! من همین جا از پشت این تریبون اعلام می کنم که منم سبزه شدم ! همین الانم یه تی شرت سبز تنم کردم نشستم وسط سایت دانشگاه دارم این مطلب رو می نویسم !
این طرف و اون طرف به چشمم می خوره می نویسن : موسوی نتونسته اون جوری که باید و شاید شور و اشتیاق ایجاد کنه ولی این درست نیست ! همین اندازه می دونم که " همراه شو عزیز تنها نمان به درد که این درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود ! "
خدا بیامرزه پدر ابراهیم نبوری رو ! خوب حرفی زد ! گفت : " آقای موسوی مثل فارست گامپ گچ پایش باز شده است و دارد تندتند می دود، و دیگر هر چه فریاد می زنی هم توقف نمی کند. "
بازم میام !
گفتن ساعت ۱۲ قطع می شه !!!!
پ . ن ( ۱ ) :
سوال از ابراهیم نبوی :
در این دوره نسبت به دوره قبل بحث تحریم انتخابات به صورت جدی مطرح نشده است، فکر می کنید چرا کسانی که در دوره قبل تحریم کردند حال سکوت کرده اند؟
شما در هر جایی باشید لازم است روزنامه یی در دست بگیرید، یا تلویزیون روشن کنید، یا پای اینترنت بروید، یا میدان تره بار بروید و گوجه فرنگی و پیاز بخرید، یا خانه اجاره کنید یا هر کاری بکنید، متوجه حضور جناب آقای احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور خواهید شد و طبیعتاً همه می دانند که حضور ایشان حاصل تحریم انتخابات توسط برخی از گروه های اجتماعی یا صنفی است، طبیعی است که مردم نخواهند چنین حوادثی دیگر تکرار شود. به نظر من تحریم انتخابات دیگر معنی ندارد. تحریم کنندگان می گفتند ما می خواهیم تحریم کنیم تا حکومت مشروعیتش را از دست بدهد، و واقعاً هم دفعه قبل نیمی از مردم در انتخابات رای ندادند. چهار سال تحریم کنندگان وقت داشتند که مشروعیت نداشتن جمهوری اسلامی را اثبات کنند، الان هیچ کدام از آنها پیدایشان نیست.
گروهی هم می گفتند ما رای نمی دهیم تا اوضاع آنقدر بد بشود، آنقدر بد بشود، آنقدر بد بشود... که خارجی ها حمله کنند و.... وقتی پای حمله امریکا به میان آمد، حتی بسیاری از آن تحریم کنندگان هم حاضر نبودند در بدترین شرایط کوچک ترین لطمه یی به کشورمان بخورد. خودشان می گفتند اگر جنگ بشود می رویم ایران و جان می دهیم، در حالی که قبل از آن می توانستند فقط یک رای بدهند تا چنین مشکلاتی ایجاد نشود. البته عمده ترین جریان تحریم مربوط به کسانی است که بیرون ایران زندگی می کنند و قصد بازگشت به ایران ندارند، ولی به هر نحو نزد دوستان و فامیل و آشنا به عنوان فعال سیاسی یا مفعول تشکیلاتی شناخته شده اند. خیلی از این افراد تحریم می کردند چون واقعاً برایشان فرقی نمی کرد هاشمی رئیس جمهور باشد یا احمدی نژاد.
طبیعی است، چون وقتی شما در نیویورک زندگی می کنید یا در پاریس و قصد بازگشت هم ندارید خیلی اوقات حتی به نفع تان است کسی سر کار بیاید که اوضاع بدتر بشود. وقتی کسی معتقد است کسی بیاید که مردم بیشتر اذیت بشوند، می خواهد مشکل شخصی خودش را حل کند و برایش اهمیتی ندارد که 70 میلیون نفر چه بدبختی بکشند. این جریان تحریم هم به نظر من تا حد زیادی به خاطر رفتن بوش و جریان تند ضدایرانی و آمدن آقای اوباما کمرنگ شده است. به نظرم تحریم انتخابات دیگر دلیل بین المللی یا اجتماعی و سیاسی ندارد، و بیشتر یک بازی شخصی برای برخی نیروهای سیاسی است که دچار بیماری بی مسوولیتی سیاسی هستند.
راستی ؟! خبری از این شنل شکلاتی نشد ؟! منظورم حاج آقا قاب خاتم ! خاتمی ! خدا به دادمون برسه ! مملکت داره تبدیل به زمین فوتبال می شه ! از نوع آمریکاییش البته ! از اینا که یهو یه نفر عینه ترانوزوروس به اون یکی یه تنه می زنه ولو می شه کف زمین بعد همه ی تماشاچیا براش دس می زنن !
دس دسی باباش می آد ... صدای کفش پاش می آد !
البته این باباش کفشش چرم خالصه ! مثل گیوه می مونه ! تق تق نداره !
پس این صدای تق تق از کجا می آد ؟ ( !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! )
خاتمی بیاد ملت باید واسه صبحونه نون و حماقت با چایی شیرین بخورن که برن بهش رای بدن ! می دونید ؟ من اصلا مخالف خاتمی نیستم اما همونجوری که حودش می گفت اگر بیاد و ئیس جمهور بشه فقط هزینه های ملت افزایش پیدا می کنه ! لااقل احمدی نژاد خودش می دونه چیکار کرده (!) خاتمی بیاد کار شکنی ها به اوج خودش می رسه ، مذاکره با آمریکا می ره پی کارش و هزار و یکجور اتفاق دیگه ! ولی احمدی نژاد الن باید بیاد ! می دونید چرا ؟ اون به گفته ی خودش ه دکتره ! الانم زده دل و روده ی ایران رو ریخته بیرون ! این خودش فقط باید این دل و روده رو جمع کنه بزاره سر جاش و بخیه بزنه ! بخیه ای که تا من هستم و تا تو هستی و تا ابد جاش روی تن ایرانم می مونه !
برای اولین باره که احساس می کنم مجبورم برم رای بدم تا بین بد و بدتر ، من بد رو انتخاب کنم !
اصلا بیخیال اینا ! من چرا حرف سیاسی در کردم از خودم باز ؟
در و دیوار اتاقم شده عینه بولتن های دانشگاه ! همه جاش کاغذ چسبوندم! کاغذ های سفید ! برای پوشونده سیاهی انتظارم ...
خوب از هر چه بگذریم سخن دوست خوشتر است ! ولی کسی می دونه الان چی می خوام بگم ؟! در واقع می شه گفت خودمم نمی دونم ! روزنامه ی همشهری نوشته بود : نماینده ی ولایت فقیه در آذربایجان شرقی به احمدی نژاد گفت : رئیس جمهور به وعده های خود در مهار تورم عمل کند !
یکی نیست به این نماینده ی آگاه بگه رئیس جمهور اگه این کاره بود الان وضع مملکت این نبود ! سرم درد می کرد خواستم سوار تاکسی دربست بشم تا خونه ! یه اتوبان ِ یکی دو کیلومتر طول داره ! رسیدیم به مقصد گفتم چه قدر شد ؟! گفت دو هزار تومن ! گفتم یعنی چی مرد مومن ؟! دو هزار تومن ؟! واسه ۵ قدم راه ؟! گفت پسر خوب گوجه فرنگی کیلویی دو هزار تومنه ! خوب واحد پول مملکت بشه گوجه فرنگی دیگه ! مثلا می ریم نون بخریم جاش ۵ تا گوجه بدیم بیایم بیرون !
ملت دلم از همه چی پره ! مخصوصا از این مملکت و مدیراش ! آخه چرا ؟! چرا داره این جوری می شه !؟ کسی نیست جواب بده ؟! ما که ۲۰۰۰ کیلومتر مرزمون رو با افغانستان نمی تونیم کنترل کنیم که اینقدر مواد مخدر وارد این مملکت نشه ٬ آیا واقعا می تونیم نیروگاه هسته ای بومی احداث کنیم ! چرا آخه ؟! چرا ؟! بابا دلم گرفت از بس جوون معتاد دیدم ! دلم گرفت از بس جوون هایی رو دیدم که با افتخار از کوکایین کشیدنشون حرف می زنن !
خاک بر سر من و تو ! که نمی تونیم جلوی هیچی رو بگیریم یا لااقل مسیرش رو عوض کنیم ! یه جا خوندم نوشته بود ۹۵٪ مواد مخدر تولید افغانی های بی پدر مادر ِ کثافت از ایران ترانزیت می شه جاهای دیگه ی دنیا ! هزار تا فکر و خیال اومده توی ذهنم ! فکر و خیال های کثیف ! احساس می کنم دستای کثیفی توی کاره ! یه چیز دیگه نتیجه گیری کردم ! نمی دونم درسته یا نه ؟ دفعه ی پیش گفتم جوون هارو معتاد می کنن که نپرسن چرا ! ولی این فقط یه روی سکه اس ! یه روی ِ دیگه ی این سکه بر می گرده به طالبان و القاعده ! اونا هر چقدر گروه کثیفی باشن اما یه خیری واسه این مملکت دارن ! اونا حسابی سر آمریکایی هارو گرم کردن ! طوری که خیالمون تخته حالا حالا ها قرار نیست آمریکا این طرفا آفتابی شه ! ولی این سرگرمی آمریکایی ها بالاخره یه منبع مالی می خواد دیگه !؟ باید از یه جا خرج این طالبان و القاعده تامین شه یه نه ؟! نمی شه که همینجوری بریم پول واریز کنیم به حساب بن لادن ؟! این روی سکه رو وقتی فهمیدم که اتحادی ی اروپا تصمیم گرفت واردات موادمخدر به کشور های اروپایی رو واسه ساخت دارو قانونی کنه تا این گروه ها نتونن با قاچاق مواد مخدر تامین بودجه کنن !
به هر حال ! به من چه ؟! واقعا نمی دونم دیگه باید به کی اعتماد کرد ! کاش اصلا این کشور رئیس جمهور نداست ! یه دونه رهبر کافی بود دیگه ! لااقل دیگه مجبور نبودیم درد ترکش های جنگ بین چند نفر صاحب قدرت با سلیقه های مختلف رو ما تحمل کنیم ! یکی می آد اون یکی رو خراب کنه یهو قیمت میوه رو دوبل می کنه! اون یکی می آد تلافی کنه تعرفه های واردات ماشین رو نمی ذاره کم بشه ! این وسط پیدا کنید سن پرتقال فروش را !
یکی به حال ما جوون ها فکری بکنه !
دنبال کار می کردم ! هر چی باشه انجام می دم فقط پاره وقت !
می دونید ؟! تاحالا اینقدر از جایی که دارم توش زندگی می کنم بدم نیومده بود !
صبر کنید ببینم ! پس اون همه گازی که ما داریم دارن کجا غیب می شن ؟! نکنه تمامه لوله هاتون اعتصاب کردن و گازو جابه جا نمی کنن ؟! یا شایدم اصلا زمین باهاتون قهر کرده و گازش رو بهتون نمی ده ؟! چرا هم وطنای بیچاره ی من توی این سرما باید بدونن گاز بمونن ؟!
شما ها وجدان ندارید ؟! این همه پولی که که گیرتون می آد کجا خرج می شه ؟! خرج دور برد تر کردن ش ه ا ب ؟ دو روز گاز ارمنستان رو قطع کنید بزارید هم وطناتون از سرما نمی رن ! بازم همون جمله ی معروف می آد دیگه : چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است آقا ! حرام است ... حرامُ که خوب می دونید چیه ؟!
آره حتما می دونید! اصلا تمام زندگی شما انسان های مومن شده حلال و حروم! مملکت و کی می چرخونه من نمی دونم ؟!
اول اختلال توی شبکه مخابرات ! حالا گاز و دیتا ! فردا نوبته چیه ؟! مگه مردم بازیچه ی شمان آخه ؟! آب ؟ برق ؟ اینترنت ؟! شما ها به هیچی رحم نکردید ! وای به ایران من ...
با آدماش چیکار کردید ؟! هیچ می دونید ؟! آره ! معلومه که می دونید! از اولشم می دونستید ! اصلا برنامتون همین بوده که تا می تونید مارو احمق و ابله کنید ! چرا ؟! تا خودتون جون بگیرید ! ما می شیم یه مشت آدم عوضیه خاله زنک که به رنگ بولیزِ هودیگه کار داریم شما ها هم می شید آقا با لا سرِ ما! به الله حقمونه ! حساسیت ایجاد می کنید ؟! به خاله زنک بازیه مردم دامن می زنید ؟! یه مشت دختر بیگناه و که شاید فقط به خاطر اینکه دوست دارن چکمه بپوشن می گیرید و می زنید تا توجه مردم رو از درون به ظاهر آدم ها بر گردونید ؟! فردا اگه کسی توی یه مجلسی یه چکمه پوشید پچ پچ ها شروع شه ! دختر فلانی رو دیدی ؟! خدا لعنتش کنه ! چکمه می پوشه پسرای مارو از راه بدر کنه
آخه یه مشت احمقن دیگه! چی کار می شه کرد ؟! احمق نبودن که هر چی شما ها می گید سرشون رو خم نمی کردن عینه بز بگن بعله ...
شما دارید سوء استفاده می کنید ! بسته دیگه ! احمق تر کردن آدما آخرش فقط به ضرر خودتونه ![]()
بر می گردم ... البته توکلتُ علی الله !
پ.ن (۱):
همه می ترسند ٬ اما من و تو
به چراغ و آب و اینه پیوستیم !
و نترسیدیم!
سخن از پیوند سست دو نام
و هم آعوشی در اوراق کهنه یک دفتر نیست ...
سخن از گیسوی خوشبخت من است
با شقایقهای سوخته ی بوسه ی تو ...
و صمیمیت تن ها مان در طراری و درخشیدن عریانیمان ![]()
مثل فلس ماهی ها در آب
نهان!
سخن از زندگی نقره ای آوازی است
که سحرگاهان فواره کوچک میخواند ... ![]()
***
شبی از خرگوشان وحشی و در آن دریای مضطرب خونسرد
از صدفهای پر از مروارید
و در آن کوه غریب فاتح
از عاقلان جوان پرسیدیم
که چه باید کرد ؟
همه می دانند ... ![]()
پ.ن (۲): برای من کمی دعا ! کف دستی کافیست ...
ایجاد بازار مشترک گام استراتژیک در رونق اقتصاد ! دموکراسی سلاح ترکیه در جنگ با تروریسم ! آخرین قربانی سرنوشت شوم خاندان بوتو !
می گم به ما چه آخه !؟
اصلا به من چه چرا شب سیاه روز ابی ؟!
مگه از اول اینا همین شکلی نبودن ؟! من که فعلا چیزای مهم تری دارم تا بهشون فکر کنم!یکیش همین جریان کمبود بنزین
! منی که هنوز گواهی نامه ندارم اگه یه روز به سرم بزنه برم راننده گی کنم با کدوم بنزین گرامی باید این کارو انجام بدم ؟! بنزین به جهنم ! ماشینشو از کجا بیارم ؟
ما یه دونه بنز داریم ! از نوعه خاور البته ! اونم که بابا جون باهاش می ره اثاث کشی مردم می کنه خرج زن و بچه ی گرامی رو در بیاره! حالا شما بگید توی این بی بنزینی من با چه امیدی برم گواهینامه بگیرم اخه ؟می گم معلوم نیس کجا پول کم اوردن بارشو انداختن روی دوش ملت بیچاره ! نظر شما چیه ؟! عوض این که بیان با این پولی که به قول خودشون صرف جویی شده یکی دو تا پالایشگاه بنزین بزنن تا هر سال میلیارد ها دلار پول وارد کردن بنزین ندیم معلوم نیست چیکار می کنن باهاش ! ا ح م د ی ن ژ ا د اون روز قبل این که تشریف ببره خونه ی خدا گفت آخر سال ۸۷ این سهمیه بندی برداشته می شه ! ولی خوب اصلا نگفت که قراره یه پالایشگاه بنزین تاسیس کنن ! بازم می شه همون اش و همون کاسه ! ولی اگه گفتید فرقش چیه ؟!
اینا به ملت کلک رشتی زدن ! بنزینو کم کردن تا مردم توی بی بنزینی بمونن ! وقتی به یه چیزی نیاز داشته باشی حاضری برای بدست اوردنش دارو ندارتو بدی ! ملت عادت می کنن به بنزین آزاد ٬ لیتری ۴۰۰ ٫ ۵۰۰ تومن ! بعدش بازم سهمیه کمتر می شه ! بنزین کم و کمتر می شه ! اخر سال ۸۷ سهمیه بندی برداشته می شه بعدش بنزین جونه گرامی رو لیتری ۵۰۰ ۶۰۰ تومن بهمون می دن و من و شما هم با کله می ریم می خریم ! اگه یهویی بنزین رو می دادن لیتری ۵۰۰ ۶۰۰ ملت شورش می کردن ولی الان خوشحال می شن ! این یعنی سیاست ...
این یعنی قدرت اداره کردن افکار ۵۰ ٬ ۶۰ میلیون نفر ادم ! خیلی ظریف و زیرکانست ... تبریک می گم !
بر می گردم ... البته توکلتُ علی الله ! ![]()
پ.ن (۱): اوه ! چه لحظه هایی بود ! نفسم هنوز توی سینه مونده و در نیومده ! عجب ... هنوز نمی دونم چرا بعضی موقع ها خیلی بی شعور می شم ! خیلی بد دردیه که قاطی کنی بعدش اصلا نفهمی چرا قاطی کردی
دعوا کنی ! دعوات خیلی جدی شه ! بعدش اصلا نفهمی دعوا سر چیه اخه ؟! سر مربا ؟
خدایا خودت یه فرجی حاصل کن ! برای من کمی دعا ! کفِ دستی کافیست ... ![]()
داشتم می رفتم سر جام کتاب بخونم که ییهو داداشم اومد که پسر بیا این واقعیات تکون دهنده ی عراق رو توام ببین ! من که دارم شاخ در می ارم !
مرگ بر تروریسم ! ![]()

***
.jpg)
***
.jpg)
***
.jpg)
***
.jpg)
***
.jpg)
***
.jpg)
***
.jpg)
***
.jpg)
***
.jpg)
***
.jpg)
***
.jpg)
***
.jpg)
***
.jpg)
***
.jpg)
***
.jpg)
***
.jpg)
***
من که با دیدن این صحنه ها خونم به جوش اومد ! ایول به صدا و سیمای ما که می دونه دل دردمند مردم تحمل دیدن این صحنه های وحشتناک رو نداره و پخش نمی کنه ! دمتون گرم ... ![]()
پ.ن:حضور هيچ کس در زندگي ما اتفاقي نيست! خداوند در هر حضوري رازي نهان کرده براي کمال ما . خوش آن روزي که در يابيم راز اين حضور را ...
پ.ن: سرباز كارش جنگيدنه ! ولي فقط اون يه كاري هستش كه براي ادامه ي زندگيش بايد انجام بده ! هر کدوم از ما ها وقتی در حال انجام کارمون هستیم می خوایم اون کارو درست و بی عیب و نقص انجام بدیم ! سرباز هم اگر می کشه ٬ وظیفش کشتنه ! ما باید این رو بفهمیم ! دلیل نمی شه وقتی کسی به وظیفه ای که داره ٬ عمل می کنه ( هر چند کارش خیلی از نظر ما کثیف باشه ) انسان نباشه ...
آ ... همون الف خودمون دیگه ! چوب الف !
وای نه !
ببخشید
خوب ! سرکش الف خوبه ؟! من که نمی فهمم والله ! اصلا درس و مدرسه چه ربطی به الف و چوبش داره ؟! یا شایدم اصلا ربط داره و من دارم هذیون می گم ؟! هان ؟! بگذریم ! ![]()
می خواستم مثلا دو کلمه حرف حساب بزنم مثل خیلی از ادما ! اخرشم که این از اب در اومدش ! ![]()
بی خیال ! همینم واسه من که تموم حرف های حسابی رو یه عمر تو دلم و نگاهم حبس کردم زیاده ! راستی چرا ؟! نمی گم لال بودم ها ! نه !
اتفاقا تا دلت بخواد وراجی می کنم ! همین وراجی ها هم خیلی وقتا کار دستم می ده !
ولی خوب دست خودم نیست !
امروز دلم واسه استاد ادبیات تنگ شد! راه افتادم توی خیابونا دنبال یه گل فروشی ! ۳ هفته سر کلاسش نرفتم ! اخه می دونید که سر کلاس ادبیات رفتن شرایط می خواد! نمی شه که همین جوری بری سر کلاس بگی استاد ؟! اجازه هست ؟!
یه نیم ساعتی واستادم واسه تاکسی! خوش بحال فرماندار ورامین! اون لااقل بعد کلی انتظار یه تاکسی گیرش اومد اما خوب مثل این که طرف خیلی خر شانس بوده !
تاکسی نیومد ! خوشحال شدم ! اخه می تونستم ۱۰۰ تومن پول تاکسی رو پس انداز کنم ! پیاده راه افتادم طرف خیابون ... ! یه گل فروش مهربون اونجاس!
سلام علی اقا ؟! علی اقا؟! یوهوو ؟!؟؟ ۳ تا رز بهم بده با یه مریم ! پولشو دادم راه افتادم طرف دانشکده! توی راه همش دارم خدا خدا می کنم که بیرون کلاس ببینمش ! اخه بچه های فنی که می دونید چه جورین
؟ کافی بود ببینن من دارم به استاد گل میدم
اونا که نمی فهمن دل تنگی یعنی چی ؟!
... استاد نیومده بود ! تا ۶ منتظر شدم نیومد ! کاش می دونستم کجاس ! دسته گلم موند توی دستم ! انداختمش دور !
پر پر شد ...
پر پر شد مثل خیلی از بچه هایی که پر پر می شن و هیچ کدوم از من و شماها صدامون در نمی اد که چرا ؟! ای ی ی ی ملت ؟!
چرا ؟! ای ی ی ی دولت خدمت گذار ای ی ی ی دولت وحدت ای ی ی ی دولت ابادانی ! آی ی ی ی تموم دولت هایی که از اول اریایی تا حالا به قدرت رسیدین ؟! کی جواب میده ؟! چرا همه ی بچه هامون دارن پر پر می شن ؟! چرا جوونامون دارن معتاد می شن ؟! چرا طلاق داره زیاد می شه ؟! چرا شهوت و عصیان گری داره بیداد می کنه ؟! چرا هیچ کی جوابی نداره ؟! همه رفتن قایم شدن ؟!
پ.ن: ام م م م ٬ تا چند وقت پیش از هر چی به اصطلاح رپ و رپر بود بدم میومد ! لعنت به کسایی که به اسم یه چیزی که ذاتا پاک و مطهره دست به هر کار کثیف و لجنی می زنن ! اینقدر زیر پرچم رپ ادم عوضی دیده بوده بودم که هر کجا اسم رپ میومد انگاری به من فحش می دادن ! اما چند وقته یه انسان دیدم که رپ می خونه !
چیزای جالب توی زندگی خیلی اتفاق میفته ! کافیه بدونی چه جوری ببینیشون !
من توی سرما منتظر تاکسی واستادم ! اره ؟! ![]()