تبليغاتX
دل نوشته های یه پسر روانی

دل نوشته های یه پسر روانی

سلام !

خوب از هر چه بگذریم سخن دوست خوشتر است ! ولی کسی می دونه الان چی می خوام بگم ؟! در واقع می شه گفت خودمم نمی دونم ! روزنامه ی همشهری نوشته بود : نماینده ی ولایت فقیه در آذربایجان شرقی به احمدی نژاد گفت : رئیس جمهور به وعده های خود در مهار تورم عمل کند !
یکی نیست به این نماینده ی آگاه بگه رئیس جمهور اگه این کاره بود الان وضع مملکت این نبود ! سرم درد می کرد خواستم سوار تاکسی دربست بشم تا خونه ! یه اتوبان ِ یکی دو کیلومتر طول داره ! رسیدیم به مقصد گفتم چه قدر شد ؟! گفت دو هزار تومن ! گفتم یعنی چی مرد مومن ؟! دو هزار تومن ؟! واسه ۵ قدم راه ؟! گفت پسر خوب گوجه فرنگی کیلویی دو هزار تومنه ! خوب واحد پول مملکت بشه گوجه فرنگی دیگه ! مثلا می ریم نون بخریم جاش ۵ تا گوجه بدیم بیایم بیرون !

ملت دلم از همه چی پره ! مخصوصا از این مملکت و مدیراش ! آخه چرا ؟! چرا داره این جوری می شه !؟ کسی نیست جواب بده ؟! ما که ۲۰۰۰ کیلومتر مرزمون رو با افغانستان نمی تونیم کنترل کنیم که اینقدر مواد مخدر وارد این مملکت نشه ٬ آیا واقعا می تونیم نیروگاه هسته ای بومی احداث کنیم ! چرا آخه ؟! چرا ؟! بابا دلم گرفت از بس جوون معتاد دیدم ! دلم گرفت از بس جوون هایی رو دیدم که با افتخار از کوکایین کشیدنشون حرف می زنن !

خاک بر سر من و تو ! که نمی تونیم جلوی هیچی رو بگیریم یا لااقل مسیرش رو عوض کنیم ! یه جا خوندم نوشته بود ۹۵٪ مواد مخدر تولید افغانی های بی پدر مادر ِ کثافت از ایران ترانزیت می شه جاهای دیگه ی دنیا ! هزار تا فکر و خیال اومده توی ذهنم ! فکر و خیال های کثیف ! احساس می کنم دستای کثیفی توی کاره ! یه چیز دیگه نتیجه گیری کردم ! نمی دونم درسته یا نه ؟ دفعه ی پیش گفتم جوون هارو معتاد می کنن که نپرسن چرا ! ولی این فقط یه روی سکه اس ! یه روی ِ دیگه ی این سکه بر می گرده به طالبان و القاعده ! اونا هر چقدر گروه کثیفی باشن اما یه خیری واسه این مملکت دارن ! اونا حسابی سر آمریکایی هارو گرم کردن ! طوری که خیالمون تخته حالا حالا ها قرار نیست آمریکا این طرفا آفتابی شه ! ولی این سرگرمی آمریکایی ها بالاخره یه منبع مالی می خواد دیگه !؟ باید از یه جا خرج این طالبان و القاعده تامین شه یه نه ؟! نمی شه که همینجوری بریم پول واریز کنیم به حساب بن لادن ؟! این روی سکه رو وقتی فهمیدم که اتحادی ی اروپا تصمیم گرفت واردات موادمخدر به کشور های اروپایی رو واسه ساخت دارو قانونی کنه تا این گروه ها نتونن با قاچاق مواد مخدر تامین بودجه کنن !

به هر حال ! به من چه ؟! واقعا نمی دونم دیگه باید به کی اعتماد کرد ! کاش اصلا این کشور رئیس جمهور نداست ! یه دونه رهبر کافی بود دیگه ! لااقل دیگه مجبور نبودیم درد ترکش های جنگ بین چند نفر صاحب قدرت با سلیقه های مختلف رو ما تحمل کنیم ! یکی می آد اون یکی رو خراب کنه یهو قیمت میوه رو دوبل می کنه! اون یکی می آد تلافی کنه تعرفه های واردات ماشین رو نمی ذاره کم بشه ! این وسط پیدا کنید سن پرتقال فروش را !

یکی به حال ما جوون ها فکری بکنه !

دنبال کار می کردم ! هر چی باشه انجام می دم فقط پاره وقت !

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 22:6  توسط میثم  | 

سلام !

می دونید ؟! تاحالا اینقدر از جایی که دارم توش زندگی می کنم بدم نیومده بود !  صبر کنید ببینم ! پس اون همه گازی که ما داریم دارن کجا غیب می شن ؟! نکنه تمامه لوله هاتون اعتصاب کردن و گازو جابه جا نمی کنن ؟! یا شایدم اصلا زمین باهاتون قهر کرده و گازش رو بهتون نمی ده ؟! چرا هم وطنای بیچاره ی من توی این سرما باید بدونن گاز بمونن ؟!  شما ها وجدان ندارید ؟! این همه پولی که که گیرتون می آد کجا خرج می شه ؟! خرج دور برد تر کردن ش ه ا ب ؟ دو روز گاز ارمنستان رو قطع کنید بزارید هم وطناتون از سرما نمی رن ! بازم همون جمله ی معروف می آد دیگه : چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است آقا ! حرام است ... حرامُ که خوب می دونید چیه ؟!  آره حتما می دونید! اصلا تمام زندگی شما انسان های مومن شده حلال و حروم! مملکت و کی می چرخونه من نمی دونم ؟!  اول اختلال توی شبکه مخابرات ! حالا گاز و دیتا ! فردا نوبته چیه ؟! مگه مردم بازیچه ی شمان آخه ؟! آب ؟ برق ؟ اینترنت ؟!  شما ها به هیچی رحم نکردید ! وای به ایران من ...

با آدماش چیکار کردید ؟! هیچ می دونید ؟! آره ! معلومه که می دونید! از اولشم می دونستید ! اصلا برنامتون همین بوده که تا می تونید مارو احمق و ابله کنید ! چرا ؟! تا خودتون جون بگیرید ! ما می شیم یه مشت آدم عوضیه خاله زنک که به رنگ بولیزِ هودیگه کار داریم شما ها هم می شید آقا با لا سرِ ما! به الله حقمونه ! حساسیت ایجاد می کنید ؟! به خاله زنک بازیه مردم دامن می زنید ؟! یه مشت دختر بیگناه و که شاید فقط به خاطر اینکه دوست دارن چکمه بپوشن می گیرید و می زنید تا توجه مردم رو از درون به ظاهر آدم ها بر گردونید ؟! فردا اگه کسی توی یه مجلسی  یه چکمه پوشید پچ پچ ها شروع شه ! دختر فلانی رو دیدی ؟! خدا لعنتش کنه ! چکمه می پوشه پسرای مارو از راه بدر کنه  آخه یه مشت احمقن دیگه! چی کار می شه کرد ؟! احمق نبودن که هر چی شما ها می گید سرشون رو خم نمی کردن عینه بز بگن بعله ...  شما دارید سوء استفاده می کنید ! بسته دیگه ! احمق تر کردن آدما آخرش فقط به ضرر خودتونه

بر می گردم ... البته توکلتُ علی الله !

پ.ن (۱):

همه می ترسند  ٬ اما من و تو
به چراغ و آب و اینه پیوستیم ! 
و نترسیدیم!
سخن از پیوند سست دو نام
و هم آعوشی در اوراق کهنه یک دفتر نیست ...  
 سخن از گیسوی خوشبخت من است
با شقایقهای سوخته ی  بوسه  ی تو ...
و صمیمیت تن ها مان در طراری و درخشیدن عریانیمان
مثل فلس ماهی ها در آب
نهان!
سخن از زندگی نقره ای آوازی است
که سحرگاهان فواره کوچک میخواند  ...

***
شبی از خرگوشان وحشی و در آن دریای مضطرب خونسرد
از صدفهای پر از مروارید
و در آن کوه غریب فاتح
از عاقلان جوان پرسیدیم
که چه باید کرد ؟
همه می دانند   ...   

پ.ن (۲): برای من کمی دعا ! کف دستی کافیست ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 16:7  توسط میثم  | 

سلام !

ایجاد بازار مشترک گام استراتژیک در رونق اقتصاد ! دموکراسی سلاح ترکیه در جنگ با تروریسم ! آخرین قربانی سرنوشت شوم خاندان بوتو !

می گم به ما چه آخه !؟ اصلا به من چه چرا شب سیاه روز ابی ؟! مگه از اول اینا همین شکلی نبودن ؟! من که فعلا چیزای مهم تری دارم تا بهشون فکر کنم!یکیش همین جریان کمبود بنزین  ! منی که هنوز گواهی نامه ندارم اگه یه روز به سرم بزنه برم راننده گی کنم با کدوم بنزین گرامی باید این کارو انجام بدم ؟! بنزین به جهنم ! ماشینشو از کجا بیارم ؟  ما یه دونه بنز داریم ! از نوعه خاور البته ! اونم که بابا جون باهاش می ره اثاث کشی مردم می کنه خرج زن و بچه ی گرامی رو در بیاره! حالا شما بگید توی این بی بنزینی من با چه امیدی برم گواهینامه بگیرم اخه ؟می گم معلوم نیس کجا پول کم اوردن بارشو انداختن روی دوش ملت بیچاره ! نظر شما چیه ؟! عوض این که بیان با این پولی که به قول خودشون صرف جویی شده یکی دو تا پالایشگاه بنزین بزنن تا هر سال میلیارد ها دلار پول وارد کردن بنزین ندیم معلوم نیست چیکار می کنن باهاش ! ا ح م د ی ن ژ ا د اون روز قبل این که تشریف ببره خونه ی خدا گفت آخر سال ۸۷ این سهمیه بندی برداشته می شه ! ولی خوب اصلا نگفت که قراره یه پالایشگاه بنزین تاسیس کنن ! بازم می شه همون اش و همون کاسه ! ولی اگه گفتید فرقش چیه ؟!  اینا به ملت کلک رشتی زدن ! بنزینو کم کردن تا مردم توی بی بنزینی بمونن ! وقتی به یه چیزی نیاز داشته باشی حاضری برای بدست اوردنش دارو ندارتو بدی ! ملت عادت می کنن به بنزین آزاد ٬ لیتری ۴۰۰ ٫ ۵۰۰ تومن ! بعدش بازم سهمیه کمتر می شه ! بنزین کم و کمتر می شه ! اخر سال ۸۷ سهمیه بندی برداشته می شه بعدش بنزین جونه گرامی رو لیتری ۵۰۰ ۶۰۰ تومن بهمون می دن و من و شما هم با کله می ریم می خریم ! اگه یهویی بنزین رو می دادن لیتری ۵۰۰ ۶۰۰ ملت شورش می کردن ولی الان خوشحال می شن !  این یعنی سیاست ...  این یعنی قدرت اداره کردن افکار ۵۰ ٬ ۶۰ میلیون نفر ادم ! خیلی ظریف و زیرکانست ... تبریک می گم !

بر می گردم ... البته توکلتُ علی الله !

پ.ن (۱): اوه ! چه لحظه هایی بود ! نفسم هنوز توی سینه مونده و در نیومده ! عجب ... هنوز نمی دونم چرا بعضی موقع ها خیلی بی شعور می شم ! خیلی بد دردیه که قاطی کنی بعدش اصلا نفهمی چرا قاطی کردی  دعوا کنی ! دعوات خیلی جدی شه ! بعدش اصلا نفهمی دعوا سر چیه اخه ؟! سر مربا ؟  خدایا خودت یه فرجی حاصل کن ! برای من کمی دعا ! کفِ دستی کافیست ...

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 1:4  توسط میثم  | 

سلام

داشتم می رفتم سر جام کتاب بخونم که ییهو داداشم اومد که پسر بیا این واقعیات تکون دهنده ی عراق رو توام ببین ! من که دارم شاخ در می ارم !  

مرگ بر تروریسم !

security

***

kiss

***

kiss

***

responsibility

***

passion

***

blessing

***

trust

***

Welcome Stranger

***

mankind

***

gift of terrorisim

***

care

***

care

***

kindness

***

relations

***

trust

***

responsibility

***

trust

***

من که با دیدن این صحنه ها خونم به جوش اومد ! ایول به صدا و سیمای ما که می دونه دل دردمند مردم تحمل دیدن این صحنه های وحشتناک رو نداره و پخش نمی کنه ! دمتون گرم ... 

پ.ن:حضور هيچ کس در زندگي ما اتفاقي نيست! خداوند در هر حضوري رازي نهان کرده براي کمال ما . خوش آن روزي که در يابيم راز اين حضور را ...

پ.ن: سرباز كارش جنگيدنه ! ولي فقط اون يه كاري هستش كه براي ادامه ي زندگيش بايد انجام بده ! هر کدوم از ما ها وقتی در حال انجام کارمون هستیم می خوایم اون کارو درست و بی عیب و نقص انجام بدیم ! سرباز هم اگر می کشه ٬ وظیفش کشتنه ! ما باید این رو بفهمیم ! دلیل نمی شه وقتی کسی به وظیفه ای که داره ٬ عمل می کنه ( هر چند کارش خیلی از نظر ما کثیف باشه ) انسان نباشه ...

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 22:40  توسط میثم  | 

سلام

آ ... همون الف خودمون دیگه ! چوب الف !  وای نه !  ببخشید  خوب ! سرکش الف خوبه ؟! من که نمی فهمم والله ! اصلا درس و مدرسه چه ربطی به الف و چوبش داره ؟!  یا شایدم اصلا ربط داره و من دارم هذیون می گم ؟! هان ؟! بگذریم ! 

می خواستم مثلا دو کلمه حرف حساب بزنم مثل خیلی از ادما ! اخرشم که این از اب در اومدش !

بی خیال ! همینم واسه من که تموم حرف های حسابی رو یه عمر تو دلم و نگاهم حبس کردم زیاده ! راستی چرا ؟! نمی گم لال بودم ها ! نه !  اتفاقا تا دلت بخواد وراجی می کنم ! همین وراجی ها هم خیلی وقتا کار دستم می ده !  ولی خوب دست خودم نیست !

امروز دلم واسه استاد ادبیات تنگ شد! راه افتادم توی خیابونا دنبال یه گل فروشی ! ۳ هفته سر کلاسش نرفتم ! اخه می دونید که سر کلاس ادبیات رفتن شرایط می خواد! نمی شه که همین جوری بری سر کلاس بگی استاد ؟! اجازه هست ؟!  یه نیم ساعتی واستادم واسه تاکسی! خوش بحال فرماندار ورامین! اون لااقل بعد کلی انتظار یه تاکسی گیرش اومد اما خوب مثل این که طرف خیلی خر شانس بوده !

تاکسی نیومد ! خوشحال شدم ! اخه می تونستم ۱۰۰ تومن پول تاکسی رو پس انداز کنم ! پیاده راه افتادم طرف خیابون ... ! یه گل فروش مهربون اونجاس!

سلام علی اقا ؟! علی اقا؟! یوهوو ؟!؟؟ ۳ تا رز بهم بده با یه مریم ! پولشو دادم راه افتادم طرف دانشکده! توی راه همش دارم خدا خدا می کنم که بیرون کلاس ببینمش ! اخه بچه های  فنی که می دونید چه جورین  ؟ کافی بود ببینن من دارم به استاد گل میدم  اونا که نمی فهمن دل تنگی یعنی چی ؟! 

... استاد نیومده بود ! تا ۶ منتظر شدم نیومد ! کاش می دونستم کجاس !  دسته گلم موند توی دستم ! انداختمش دور !  پر پر شد ...  پر پر شد مثل خیلی از بچه هایی که پر پر می شن و هیچ کدوم از من و شماها صدامون در نمی اد که چرا ؟! ای ی ی ی ملت ؟!  چرا ؟! ای ی ی ی دولت خدمت گذار ای ی ی ی دولت وحدت ای ی ی ی دولت ابادانی ! آی ی ی ی تموم دولت هایی که از اول اریایی تا حالا به قدرت رسیدین ؟! کی جواب میده ؟! چرا همه ی بچه هامون دارن پر پر می شن ؟! چرا جوونامون دارن معتاد می شن ؟! چرا طلاق داره زیاد می شه ؟! چرا شهوت و عصیان گری داره بیداد می کنه ؟! چرا هیچ کی جوابی نداره ؟! همه رفتن قایم شدن ؟!

 

پ.ن: ام م م م ٬ تا چند وقت پیش از هر چی به اصطلاح رپ و رپر بود بدم میومد !  لعنت به کسایی که به اسم یه چیزی که ذاتا پاک و مطهره دست به هر کار کثیف و لجنی می زنن ! اینقدر زیر پرچم رپ ادم عوضی دیده بوده بودم که هر کجا اسم رپ میومد انگاری به من فحش می دادن ! اما چند وقته یه انسان دیدم که رپ می خونه !

 چیزای جالب توی زندگی خیلی اتفاق میفته ! کافیه بدونی چه جوری ببینیشون !

من توی سرما منتظر تاکسی واستادم ! اره ؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 19:2  توسط میثم  |