دانی ؟! لحظه هایم در عجبند
که تو را ٬ که خود را ٬ که آن ها را
به چه شوقی به یاد می سپارم
منی که خط بطلان بر هر لحظه ی پیشم می کشم .
دیروز از فراموشی ها گفتم !
دیروز از مستی ها گفتم
امروز از آتشی می گویم که
داغش را ذهنم نیز فراموش نمی کند
چه رسد به قلبی چاک در پس سینه ای ستبر .
دیروز نوشتم !
بی آنکه بدانم نوشتم ...
نوشتم از او که رفت !
از او که بی عنوان رفت ...
امروز گویم :
چه خوش رفتی ای دوست !
خوشحالیم به حال نیک تو !
مخاطب خاص :کرم خاکی ! فرید !
امضا : میثم
این همه جای خالی پر شده از صدای ماهی ! نه این شعر نیست ! لطفا بد برداشت نکنید !
شده است که ماهی شوید ؟! تا در فنجان چای چشم او ، آنقدر شنا کنید تا شاید بیدار شود ؟
چه دلی دارم من !
که تیر رها شده از ابروان تو
پاره اش نمی کند ...
می گویم ؟! دلم می خواهد دود شوم ! می دانی چرا ؟ تا شاید بتوانم به هوای تو روم .
این نیست رسم مردانگی که تو باشی خفته در جای من و جای من باشد بیگانه با من !
باشد ! خوابی ...
ملالی نیست جز
بوسه ای بر آتشگاه لبانت .
خجالت می کشم که بگویم
آن جا ، جای من است !
تو زمین منی ...
عجب روزگاري شده ! ديدي ؟! داشتم راه مي رفتم يهو يكي اومد چسبيد بهم شديم دو تا ! خدا كنه همين دو تا بمونيم ! ولي خوب ديگه ! شناسنامه ي من هنوز سه تا جاي خالي داره ! حتما حكمتي در كار بوده ... :دي
ديروز اينجانب حاج ميثم جون فرزند حاج آقا حسين ،در طي يك عمليات غير مترقبه و انتهاري به عضويت دائم مجمع مرد هاي مرغ شده در آمدم ! خود نيز در پوستين خود نمي گنجيم و اصلا به مشكلات زندگي فكر نمي كنيم ! آن ها را پدر و مادر هايمان حل مي كنند و ما فعلا فقط در فكر درست كردن بچه هستيم ! مي خواهيم به مدد حق تعالي 54564542132121212454 تا فرزند پسر و 12123454534212 تا فرزند دختر تحويل اجتماع بدهيم كه واي به حال همتون كه بيچاره شديد ! يه مشت مريض رواني و خنگ بدتر از پدر و مادرشان خواهند شد !
ديروز طي جلسه اي كه در خانه ي مادر بچه ها برگزار شد كلي به خودمان فشار آورديم كه درست بنشينيم و شيرين كاري نكنيم ! پدرمان مراسم را با داستان ليلي و مجنون عرب شروع كرد و به ذكر اين نكته بسنده كرد كه ليلي و مجنون در مقايسه با پسر من و دختر شما بايد كمي جلو تر بروند و بوق بزنند ! البته بنده موافقم ولي از آن جايي كه در آن زمان بوق نبود بايد بروند مانند الاغ عر بزنند !
من به عنوان پدر بچه ها از حالا بگم دختران و پسران من خيلي با حال خواهند بود و اگر مي خواهيد فردا يكي را به عنوان داماد و ديگري را به عنوان عروس به خانه بياوريد از حالا بايد ثبت نام كنيد ! اما از اونجايي كه مادر بچه ها يك انسان است و هيچ نسبت سببي و نسبي با ماكروفر نداره پس از اين جا نتيجه مي گيريم كه يك مقدار محدودي از اين بچه ها توليد خواهند شد ! پس اولويت با كساني است كه زود تر ثبت نام كنند !
بابا بزرگ مادري بچه ها خيلي از من خوششان آمد ! يعني اينجور كه بوش مي آد خوشش اومد ! مگه اينكه اين بو نكته ي انحرافي قضيه باشد !
توكلت علي الله ! :دي
یه موهای کاملا سیخ سیخی ! با یه انگشت مهربون که عاشق عشق بازی با اون موهاس !
محکم میگیرتشون ٬ می پیچوندشون و دونه دونه از خونشون جداشون می کنه .
یه خودکارم هست ! جاش توی دهنمه همیشه ! جالبه !
یه کتاب خیلی قطور هم نشسته جلوم داره دهن کجی می کنه ! روش نوشته : مقاومت مصالح
دلم می خواد با مشت بزنم دهنش رو خرد کنم ! خجالتم خوب چیزیه ! کی گفته من خوشم می آد ازش ؟ اما مجبورم بخونم ! امشب تا صبح با همیم ! ترتیبشو می دم که دیگه هوس شب کاری نکنه ! می برمش پشت میزم ! لاشو باز می کنم و خودکارمو مزارم لاش و سرم رو می زارم روشو می خوابم تا صبح !
شیوه ی نوین در آموزش مقاومت مصالح ! یادگیری مقاومت مصالح در خواب . با متد کاملا تست شده و اثبات شده از طرف شورای عالی بچه های همیشه مشروط !!
فردا باز قراره با استاد دانیالی کلاس داشته باشیم ! خود درگیری داره بیچاره ! امیدوارم شب با زنش دعواش شه٬ زنش یه ماهی تابه ی چودن رو سرش خرد کنه ! من حاضرم دیه اش رو بدم ! مرتیکه ی قُرُم دَنگ ! فکر می کنه خودش آخرین خنگ روی زمینه ! خودشو عینه یک فروند سنده ی کلفت می گیره می آد سر کلاس ! چیز یم بارش بود دلمون نمی سوخت ! یعنی بارش هستا ! منتها چیزای دیگه ! آجر و سیمان و بیل و کلنگ !
من دچار يه مشكل فني شدم ! تكرر ادرار دارم ! فكرم نمي كنم حامله شده باشم ! دوس پسرم اين چيزا حاليش نيس هنوز ! به نظرتون دليلش چيه ؟ ويارم دارم ! ويار گريه با يه خرده خون و خون ريزي ! فكر كنم بچه ام قراره چنگيز خان مونگول بشه .
تا حالا شنيديد روزي هزار تا دختر واسه يه پسر خود كشي كنن ؟ منم نشنيدم ! اما حقيقت داره ! كافيه يه روز بيايد پيش من راه بريد ! توهمات احمقانه با طعم ترش و شيرين مثل فسنجون .
یه خواننده ی مهربون : خوب که چی ؟
من : چی خوب که چی ؟
یه خواننده ی مهربون : که چی که روزی یه بار می آی می نویسی وقت مردم رو با این چرت و پرتا می گیری ؟ مگه تو آدم نیستی ؟
من : هوی ! مواظب حرف زدنت باش ! واچ یور ماوس ! منظورم اینه که دور از جون همه ی آدما !
یه خواننده ی مهربون : نه ! خوشم اومد ! یه چیزی حالیته ! خوب اگه راس می گی بگو ببینم ابی چرا می گه امشب همین ترانه هم نفس نفس دوست داره ؟!
من : من نمی دونم ! از کرد.ان بپرس ! اون و احمد.ی نژاد دستشون توی این کاراس !
من : چیزه ! می گم شب کجایی ؟!
یه خواننده ی مهربون : منظور ؟!!
من : بیب !
نوشابه ی کوکا با طعم ان دماغ غنی شده ! یه مشت هویج بی مزه ! ک.ون گشاد و آب هندونه ! همه و همه با یه مشت خرت و پرت دیگه به سرقفلی داده می شه ! با چندین در صد کار مزد با سود تک رقمیه چند رقمی الاصل ! کسی " پارمیدا " رو پیدا کرد ؟ دیشب باباتو دیدم پارمیدا ! حالا دس دس ٬ ردیف آخر شله !!
ساسی مانکن : تو منو دوس داری آره ٬ پاهات مثل خیاره !
فدات بشم که طالبی ٬ پیش تو کم می آره !
کسی شماره تیلیفوونه آنجیلینا فراهانی رو داره ؟! می خوام بزنگم بگم من فکرامو کردم ! حاضر نیستم توی فیلم بعدیش نقش اول مرد باشم ! راستش چند شب پیش اومد توی خوابم گفت بی تو هرگز ! امشب از همین جا اعلام می کنم : خانوم آنجلینا فراهانی ! با تو عمرن !
استاد : ک.یلیتورس زن ٬ بر اساس یه کتابی ( که من یادم نمی آد اسمش چیه ) همون آلت مرد در یک سایز بسیار بسیار کوچیکه !
دانشجوی کنجکاو : استاد عکسش رو دارید نشون بدید ؟
استاد : آره ! فلانی دندون روی جیگر بزار نشونت می دم ! خوب بچه ها فلان چیز فلان جوره
چند مین دیگه :
دانشجوی کنجکاو : استاد پس کی نشون می دید ؟
استاد : نشون می دم دیگه صبر کن ! خوب بچه ها ! فلان چیز فلان جوره
چند مین دیگه :
دانشجوی کنجکاو : استاد ؟ یادتون که نرفت ؟ قراره یه چیزی نشون بدبد ها !
استاد : آره پسر جون ! گفتم که نشون می دم ! یه خرده دندون روی جیگر بزار این مطلب رو نموم کنم بهتون نشون می دم عکسشم !
دانشجوی کنجکاو : مرسی استاد !
چند مین دیگه :
دانشجوی کنجکاو : استاد پس نمی خواید عکس ک.یلیتورس رو نشون بدید بهمون ؟؟
یه دانشجوی دیگه : چرا الان نشونت می ده ! ولی در یه سایز خیلی خیلی بزرگ !!!
محاورات شخصی من سر کلاس ها هیچ ربطی به هیچ کسی نداره ! راستی محض اطلاع همه ی دوستان و آشنایان این مرحوم می رساند که ایشون گور ندارن که کفنشون باشه اَند وایس و ِرسا ( یعنی و برعکس )
خدایا خداوندا ! ما نیت کردیم امشب سه تن علف بخوریم ! ببین به صلاح مملکت هست یا نه ! من با خرای مملکت همسایه صحبت کردم اونا مشکلی ندارن ! البته فکر کنم در اون صورت کار به واردات یونجه هم می رسه ! ولی خوب چه فرقی داره ؟ از قدیم گفتن دیر یا زود داره ولی سوخت و سوز نداره !!
امشب شبه عشقه ! حبیبم رو می خوام :دی حبیبم که شب بخیر بگه ٬ حبیبه رو می خوام :دی
گور باباي همه ي گور خر هاي دو رنگ !
امروز سعي كن از خطي فرضي كه از دم من به شعاع بي نهايت كشيده شده جلوتر نيايا كه يه حال اساسي بهت مي دم ! از جون من چي مي خواي ؟!
امروز چهار شنبه اس ! كاش فردا پنج شنبه نمي شد! خيلي وحشتناكه وقتي بعد يه عمر بخواي يه روز صبح ساعت 6:30 بيدار شي بري سر كلاس ! اونم چه كلاسي ؟! اول يه نطق پيش از دستور با بابا داريم بعدش مامي جون هِلپ مي كنن بهمون! بعدش مي ريم يوني تا با استاد رحماني كه فرتقه بينيشو نمي تونه بكشه بالا درس مصالح بخونيم !
واسه بساز بفروشي كه ديگه اينقدر مخ ملت رو به كار نمي گيرن كه ! كي مي آد الك دولك بازي كنيم ؟
راستي ! همين الان برو يه سر به يخچالت بزن ! به غول چراغ نفتي گفتم دوتا شيشه آب شنگولي اعلا بزاره اونجا فر بخوره ! وردار با پيك موتوري بفرست واسه عموي من !تازه ترك كرده بچم خماره !
راستي كسي جايي مي شناسه ترامادول كيلويي بفروشن ؟ اينجاييا همه سوسول تفريش دارن! بسته اي مي دن ! چند فروند خروس جنگي دورم كردن مي خوام بدم اونا ميل كنن ! راستي در مورد من نظرت چيه ؟ يه پسر باحال و جذاب و خوشگل و خو تيپ و خوش اخلاق! و كركر خنده! با مني ؟ زكي خيال خام !
عادل فردوسي پور شيره !
من پر از میل زوالم ٬ عشقه من ؟ تو در چه حالی ؟
"من از آینه و ازدواج ٬ به یک نسبت بیزارم ٬ چون که هر دو در کار تکثیر انسانند !"
خورخه لویبس بورخه
من شمردن بلدم ! ولی خوب دیگه ! مصلحت ایجاب می کنه بعد ۶۹ بشه ۷۱ ! بعضی چیزا توی خلوت آدما بمونه خیلی بهتره ! امروز قاطی کرده بودما ! هم کیبوردم خراب شده هم موس هم هد ستم ! فقط از یه گوشش صدا می آد ! کسی می دونه چرا :دی ؟ اما بالاخره بعد سه چهار ساعت سر و کله زدن با اونا داداش کوچیکم اومد در عرض یک دقیقه کیبورد و موس رو درست کرد به منم به نگاه عاقل اندر سفیه کرد رفت ! ( املای سفیه درسته یعنی ؟ )
عجب اوضاعی شده دانشکده ! با اجازه بزرگترا با این انتخاب واحد کردن روی هر چی خنگ بود سفید کردم ! هم وقتاش بده هم استاد ها ! اگه بتونم ۵ واحد پاس کنم این ترم شاهکار کردم با این وضع :دی یه ذره دعا کنید دیه ! :دی
چقدر عوض شدم ! خیلی مغرور تر از قبل و البته خیلی خوشگل تر ! :دی مرد شدیم دیگه ! البته بهتر بگم پیرمرد ...
تو ناز می کنی ٬ من ناز می کشم ٬ این منطق کیه ؟
انگار پیش تو فرقی نمی کنه کی عاشق کیه ؟!
شبی از شبها ٬ من بودم ! تو بودی ... نصف شب بود ! یادته ؟ منظورم شبه آخره ! ساعت چند قرار داشتیم ؟ ساعت دو ؟ یادمه ! ساعت ۱۲:۴۰ جفتمون دم در بودیم ! یادته ؟! بوی عطری که خودم واست خریده بودم همه ی خیابون رو ورداشته بود ! فکر کنم با بوی همون عطر بود که مامان بابا از خواب بیدار شدن و دیدن میثم نیست ...
سیب دزدی.
پ.ن (۱) : از کجا آمده ام ٬ آمدنم بهر چه بود ؟! به کجا می روم آخر ٬ ننمایی وطنم ...
من مثل همیشه ام ! یعنی بهتره بگم مثل اکثر موقع ها ! امیدوارم شما خوب باشید !
روزا دارن می گذرن و از اون اشتیاق روز های اول دانشکده واسه درس خوندن چیز زیادی نمونده ! همیشه اول هر چیزی همینجوریه ! کی بلده همون حالت رو تا آخر حفظ کنه ؟! حتما با من تماس بگیره ! خوب ... این ورودی جدید ها انصافا ضایعن ! دست خودم نیس ٬ نیگاشون می کنم احساس بدی بهم دس می ده ٬ نمی دونم وقتی ما رفتیم دانشکده برای بار اول به ما هم همین جوری نیگا می کردن ؟!
بگذریم ! داشتیم می مردیم ! نمی دونم دعای کی شامل حالم شد ! نجات پیدا کردم ! تا لبه ی لبه رفتم یهو همه جا ساکت شد ! مثل یه طوفان که یهو شروع شده و یهو تموم شد ! به قول فرشته کوچولو " اگر گوشهایم بکارتشان را از دست بدهند آروم می گیرم " با کمی اختلاص ! راستی ؟! این بلاگفا چرا این شکلیه ؟ یه عکس بزرگتر از سایز میز می زاری کل شکل وبلاگت رو به ... می کشه !
حراست دانشگاه چقدر ناجور شده ! از قدیم گفتن هیچ بدی نرفته که جاش خوب بیاد ! اون لطفیه طفل معصوم رو اینقدر بد و بیراه پشت سرش گفتیم که بیچاره راشو کشید رفت الان یه مرد ریشوی بو گندو که پشت کفش هاش رو تا می کنه با جورابای سبز و شلوار چین دار صورمه ای با یه پیرهن راه راه سفید و ژلی محاسن ( ریش ) ! دیگه خودتون تصورش رو بکنید با چه موجودی طرف شدیم ! روز اول دانشگاه اشک دو تا از این دخترای ورودی جدید رو در آورد ! البته تقصیر خودشونم بود ها ! با دوس پسراشون اومده بودن دانشکده ! فکر کردن اومدن پیک نیک :دی ! یکی از بچه هام که دانشکده فنی رو سال پیش منفجر کرد با کاری که کرد تبعید شده تاکستان ! امیدوارم به همین راضی بشن ! امیدوارم ... راستی پستی که واسه اون روز نوشتم رو می تونید اینجا بخونید تا بفهمید بغل گوشتن چه خبره !
مدرک کردان جونم که قلابی از آب در اومد ! بابا ایول داره خدایی ! من نمی فهمم این چه جورشه دیگه ... آقا به اون خدایی که صاحب کعبه اس قسم که هیچ جای دنیا مثل اینجا نیست ! یعنی ما اینقدر بد بخت شدیم ؟! هم د.ی.ک.ت.ا.ت.و.ر.ی تحمل کنیم هم کسخل بازی ؟! تا کی ؟! برای چی ؟ خون ملت رو کردید توی شیشه ! بسته ! هیشکی به شما نمی گه برید ! بمونید ولی مثل آدم و برای آدم حکومت کنید . استاد تنظیم خانواده حرف بکری می زد :" اینجا ایران ! ما خصوصیت هایی داریم که هیچ جای دنیا ندارن ! مثلا یکیش " غیر قابل پیش بینی بودن " ! می دونید چرا این قدر از ایران در مسئله ی هسته ای می ترسن ؟! واسه اینکه ما خودمونم نمی دونیم داریم چیکار می کنیم ! چه برسه به اونا" ولی عجب استاد با حالی بود ! کلی خندیدیم ! ایمیل داد ! گفت بچه ها سوال تخصصی بپرسید ها ! منظورم اینه که سایز آلت شما به من هیچ ربطی نداره !!!
پ.ن (۱) :
من : بچه ها دفعه ی پیش از اینجا که رد می شدم چند تا دختر دیدم که جمع شده بودن داشتن از دستگیره ی این کمد ها عکس می گرفتن ! اما هر چی فکر کردم نفهمیدم این عکسا به چه دردشون می خوره !
چند تا دختر نزدیک من : وای بچه ها ! این پسررو ! چقدر با نمکه !
اون یکی دختره : نمی شناسیش ؟ میثم دیگه ! همه توی کفِشن !!!!! (خدایی چاخان نیست !!!)
پ.ن (۲) : احساس بهتری نسبت به اون مسئله دارم !!!!
پ.ن (۳) : بهونه نبود ٬ نیست ٬ محکم ترین دلیل بود .
یه سفر داغ !
چیزایی دیدم که فقط توی فیلما می شد دید ! ولی خوب ! ارزشش رو داشت ...
تنها لحظه ی جالب و زیبای این سفر لحظه ای بود که این نامه رو از یه دختر بچه ی ۷ ساله ی ۷۰ ساله گرفتم !
متن نامه :
سلام ! من پارمین هستم . انقدر دوست دارم که اگر سکسكه ی شدید هم داشته باشم برای تو نامه ی عشق و دوستی می نویسم . این همه ی حرفم نیست . یه دلِ سیر آرزو دارم و حرف های زیاد .دقیقا مثل تو . خوب دیگه ! بثه ( بسته ) .خداحافظ
شماها باورتون می شه این فقط ۷ سالش باشه ؟!
پ.ن (۱) : نباید از یه ستاره خوشت بیاد ! چون شاید بعدا به دست همون ستاره کشته بشی .
پ.ن (۵): تیغ ؟! تیغ همیشه تیزه !
دلمان گرفت از بس در کنار در باز تراس چیزی به جز صدای اذان برای شنیدن نیست ! ولی خودمونیم اینم خیلی قشنگه ها ! خدا رحمت کنه موذن زاده رو !
چرا چیزی واسه نوشتن گیر نمی آرم امروز ؟! به کرم خاکی اس ام اس زدم یه موضوع پیشنهاد کنه ! حالا منتظر اونم ببینم چه طور می شه !
اوه جواب اومد ولی خیلی ۱۸+ بود نمی شه در مورد اون این جا نوشت ! در همین حین داشتم خبرنامه ی عصر ایران رو می خوندم نوشته بود بیش از ۹۹ هزار طلاق در سال ۸۶ ! بیاید در مورد طلاق حرف بزنیم ! خوب به قابل اطمینان ترین نظریه ی طلاق می خوام اشاره ای داشته باشم ! طی تحقیقاتی که دانشمندان کشورمون در چندین سال متوالی در مبحث طلاق انجام دادن به این نتیجه رسیدن که مهمترین عامل طلاق همانا و همانا همون ازدواج کوفتیه ! یه جا خوندم نوشته بود : ازدواج همون خریته که یه اسم عربیه شیک واسش انتخاب کردن که به جوونا بر نخوره (رکسانا ٬ م.مودب پور)! عجب حرفی زده ! ملت مگه بیکارید می رید ازدواج می کنید که آخرش مجبور شید طلاق بگیرید ؟! البته بنده همین جا نهایت پوزش رو از ترشیده های گرامی چه پسر ( بادمجون ترشی ) و چه دختر ( ترشی لیته و هفته بیجار ) می طلبم ! حقیقت همیشه عینه زهر مار می مونه :دی !
آقا ٬ جونه من بی خیال ِ شوخی ! بیاید جدی بحث کنیم ! عشق چیه ؟!
طرف٬ یه آدم آس و پاس که هنوز شرت خودشو نمی تونه بکشه بالا می ره عاشق می شه می آد خونه می گه زن می خوام که بره شرت زنشو بکشه بالا ؟! حالا جالبش اون دختر احمقه (!) که نمی شینه فکر کنه آخه داره با چیه این پسر آس و پاس ازدواج می کنه ؟! فقط به خاطر این که پسره بهش قول داده دیگه نمی ذارم تا آخر عمر خودت شرتتو بکشی بالا ؟ خنده داره ولی واقعیت داره ! البته اینا همه مال سن زیر ۲۲ ساله ها ! همه ی اون جوون های نابغه ی زیر ۲۲ سال که به ازدواج فکر می کنن ! یکیش خود من به همراه مگ مگ و دوستان ! منظورم همون کرم خاکیه خودمونه ! می شناسیدش که :دی !؟
این شده عشق و علاقه واسه شروع ازدواج ! آخه کی می آد به خاطر این که تنبلیش می آد خودش شرتشو بکشه بالا بره ازدواج کنه ؟! من که هیچ سر در نمی آرم ! پس دومین عامل طلاق پس از اولین عامل اون که همون ازدواجه ٬ پوشیدنه شرته ! بنابراین برای کاهش معضل طلاق ما باید به همه ی جوون هامون نصیحت کنیم که از پوشیدن این تیکه لباس بعد ازدواج و یا حتی قبل اون جدا خود داری کنن تا خدایی نکرده اتحاد مزدوج لازم نشه و در نتیجه زیر سایه ی اون طلاق هم به وجود نیاد ! ضمنا به اون دسته عزیزان که اصرار دارن همچین چیزی تنشون کنن پیشنهاد می شه یه خرده بیان با میله ی کلفت و محکمی (!) که من در اختیارشون می ذارم یه خرده بارفیکس برن تا فرز تر بشن و خودشون بتونن از پس کشیدنه شرتشون بر بیان !
خوب می رسیم به عامل دوم طلاق که می شه گفت عامل دوم ازدواجم هست !
در مورد عامل دوم همه ی ما متحد النظریم ! یعنی می دونید اگر این عامل دوم نبود اصلا هیچ ازدواجی صورت نمی گرفت و در نتیجه ما طلاقی نداشتیم ! از قدیمالایام گفتن که اگر می خوای ازدواج کنی باید حتما عامل دوم رو در نظر بگیری! شاید یه روزی یه جایی این عامل دوم که باعث ازدواج شده خودش باعث جداییتون بشه ! و اون جاس که اون پسر جوونه مادر مرده ی بیچاره دو دستی می زنه رو سرش و می گه : اصلا غلط کردم ٬ من زن گرفتم مادر ٬ خرج زن و بچه ٬ گردن گرفتم مادر ! ( خوب البته این یه آهنگ خیلی خاصی داره ! اگه فردا توی خیابون منو دیدید حتما جلومو بگیرید و ازم بخواید که این رو براتون اجرای زنده کنم ! ) خلاصه همیشه این عامل دوم که اکثرا نادیده گرفته می شه باعث بسیاری از جدایی ها می شه ! عامل دوم اصلا هیچ ربطی به ستون پنجم یا عامل ش.م.ر نداره ! بله ! درست حدس زدید ! عامل دوم همون انرژی بومیه هسته ایه که از هسته ی خرما ٬ موز ٬ انبه ٬ خیار ٬ گیلاس ٬ سیب زمینی و انواع و اقسام میوه های استوایی بدست می آد !
به علت کمبود وقت امروز دیگه حوصله ندارم بقیه ی عوامل طلاق رو براتون توضیح بدم ! ایشالله در جلسات بعدی به همراه کارشناسان برنامه (مگ مگ و دوستان ) در مورد این قضیه بیشتر بحث می کنیم و عامل سوم ٬ چهارم و پنجم که جزو مهمترین عوامل طلاقه براتون مو شکافی خواهیم کرد !
مرا رها کن از این فکر ازدواج :دی !
بر می گردم !
شکر خدا بخیر گذشت ولی دیگه دیگه ! حکایت اون بنده خداس که از جبهه بر می گشت بهش گفتن چرا گشاد راه می ری ؟! گفت همه رو شیمیایی کردن من رو فیزیکی ! (:دی)
ما هم مثل اون بنده خدا راه می ریم این روزا ! می گم خدا هم عجب موجودیه (:دی) همه رقمه دستش تو کاره ! من رو اینجوری جذاب و شیطون آفرید ولی یکی مثل کرم خاکی جونم رو نصیب ما کرد تا نتونیم هیچ گوهی با این جذابیتمون بخوریم (:دی) داخل () لازم به توضیح هست که بنده هنوز اعتماد به نفسم از ارتفاع برج میلادم بالاتره ولی دیگه این اعتماد به نفس فقط باعث به وجود آمدن افسردگی های مدام خواهد شد (:دی) آخی (:ايكس) ! چون اصلا نمي تونم ديگه از اين استعداد مادر زاديم استفاده كنم ! ولي دلم مي خواد بدونم اگه خدا واقعا خرش رو شناخته چرا بهش شاخ نداده (:دي) ؟ من هنوز در تلاش واسه يافتن پاسخ اين سوالم ! از همه ي عزيزان كه احساس مي كنن اگر شاخ داشتن زندگي بهتري واسشون رقم مي خورد خواهشد دارم اينجارو امضا كنن : كليك
خوب بگذريم ! ديروزم كه روز ملي فناوري هسته اي بود و اينطور كه آقاي رئيس جمهور فرمودند سرعت غني سازي ۵ برابر شده با اين دستگاه هاي سانتريفوژ (سانتريفيوژ) جديد ! اين يعني اين كه سرعت رشد نرخ تورم به حول و قوه ي الهي ۵ برابر مي شه و خط فقرمون ۵ برابر كمتر مي شه ! چون سرعت تحريم ها زياد مي شه و ۰۰۰ ! ديروز آقاي رئيس جمهور مي گفت تحريم ها رو بي اثر كرديم ! خيلي دلم مي خواست بدونم منظورش از خنثي سازي اثر تحريم ها چيه ؟! نكنه منظورش همين طرح ارتقاي امنيت اجتماعيه ؟! يا مثلا بگير و ببند هاي روز چهارشنبه سوري ؟! يا مثلا انتخابات مجلس ؟! اون روزي كه وزير كشور داشت توي اخبار ساعت ۲۱ دروغ هاي شاخدارشو در مورد شركت ۶۳٪ مردم توي انتخابات مي گفت ديديد داشت به ريش ملت مي خنديد ؟! توي صورتش حالت تمسخر آميزش بيداد مي كرد ! به هر حال خدمت جناب رياست جمهوري بايد عرض بشه كه گوشت كيلويي ۴۰۰۰ تومن شده ۱۰۰۰۰ تومن در عرض همين دو سه سال ! آدامس ۱۰ تومني شده ۵۰ تومن ! نون دونه اي ۱۰ تومن شده ۱۰۰ تومن ! از قيمت زعفرون كه خبر داريد ؟! به من چه اصلا !
يه جا شنيدم وقتي داشتن وزير اقتصاد دوره ي طاغوت رو محاكمه مي كردن كه تو چه كاري واسه مملكتت انجام دادي ؟
يه آدامس از جيبش در آورد و گفت : اين آدامس ده سال پيش هم يك قرون بوده الانم همون قيمته !
اون موقع هيشكي نفهميد اون مرد چي گفت ...
بر مي گردم !
زندگیم داشت از هم می پاشید ! البته هنوزم مطمئن نیستم که این اتفاق نیفتاده باشه ! به هر حال باید نشست و منتظر موند تا ببینیم قسمت چیه ! یه چیز خیلی جالبم برام اتفاق افتاد ! من سردم شد دیشب ! دیشب هوا از سرمای تن من سردتر بود و همش به خاطر کرم خاکی الاغم بود ! فکر کنم دوستم نداشت که اونجوری یخ زدم !
یه ساختمون هر چقدر هم بلند باشه به یه شومینه ی گرم احتیاج داره ...(فرید)
دیشب ٬ پریشب عشکنه خوردم ٬ خوردم به ماشین آخ که نمردم :دی خلاصه برخورد نزدیک از نوع سوم بود ! قول دادم دیگه چشم چرونی نکنم و پسر خوبی باشم تا آخر عمر :دی این یعنی اینکه قراره تمام زیبایی ها و جذابیت های مردونه ی من قفط ماله کرم خاکیم باشه ! :دی متاسفانه تمام دوستان و آشنایان گرامی که دلشون من رو می خواست نهایتا باید تا اطلاع ثانوی فکر من رو از سرشون بیرون کنن که این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست ! شمال که بودیم یکی نوشت :
میثم جان آیا با من ازدواج می کنی ؟! ( پارمین خزا... )
فعلا نه !
حالا ما منتظر مانده ایم که آیا این کرم خاکی کوتاه می آد یا نه ؟! من نمیفهمم آخه ! همش که تقصیر من نیست ! از بس اذیت می کرد منم واسه تلافی خیر سرم چیز می کردم می کردم :دی ! اما الان واقعا پشیمونم !اصلا فکر نمی کردم اینقدر ناراحت بشه ! از همه ی اظهار هم دردی کنندگان تقاضا می شه برای شادی روح منه مرحوم ِ بزرگوار یک صلوات محمدی ختم کنن ! اللهم صل علی ...
خلاصه اینکه بدجور همه چیز به فاک رفت ! جوری که انتظارش رو نداشتم ! البته این کرم خاکی نفهم هم خیلی جدی گرفت ! خوب همه می دونن من زن دارم دیگه ولی خوب دیگه بهش حق می دم ! اگه من بودم می کشتمش ! همچین که دیگه نتونه به خزیدنش ادامه بده ! :دی
به هر حال توی سینه ام غوغاست ! رفته واسه تلافی ... دو سه روز ِ بدجور داره تلافی می کنه ! خدا خیر کنه ! اگه اینجوری ادامه بده حتی اگه اون بتونه منُ ببخشه من نمی تونم اونو ببخشم ! باشه ! دورش شلوغه الان داغه ! کلی کرم خاکیه بی شعور دورش رو گرفتن یاد من نمی افته ! ولی یه مثل قدیمی هست می گه : گذر پوست به دباغ خونه می افته بالاخره :دی !
زن: عزيزم! يادته روز خواستگاري وقتي ازت پرسيدم چرا مي خواي با من ازدواج کني، چي گفتي؟ شوهر: آره، خوب يادمه، گفتم: مي خواهم يک نفر را در زندگي خوشبخت کنم. زن: خوب، پس چي شد؟ شوهر: خوب، خوشبخت کردم ديگه. زن: کيو خوشبخت کردي؟ شوهر: همون بيچاره اي رو که ممکن بود با تو ازدواج کنه !
خوبید ؟! من خوبم ؟ خانواده خوبه ؟! همساده بالایی ؟ همساده پایینی ؟ همساده دست چپی ؟ دست راستی ؟ عمو ٬ دایی ٬ خاله ٬ عمه ؟! دختر خاله ها و دختر عمه ها ( خوشگلاشون فقط ) ٬ دختر عمو :دی ؟ دختر دایی :دی ؟ خوب الحمدلله ! از طرف من یه ماچ آبدار بگیرید ازشون بگید میثم گفت مردم واست ! :دی
سفر جالبی بود ! در واقع می شه گفت اگر هیتی و پیتی ( مامان بابا ) می ذاشتن بقیه روزارو هم تنها بمونیم بهتر از این نمی شد! ولی وقتی اونا وارد صحنه شدن احساسات بد شروع به متولد شدن کردن ! دوستشون دارما اما خوب حضورشون آزار دهنده اس! تا کی نصیحت های بیمورد ؟! ((:
در این سفر شگفتی های بسیار زیادی دیدیم :دی ! اتو گالری حاج آیت الله محبی ((: ٬ بستنی با چای داغ موجود است ((: دو عدد آدم کراکی ! یک عدد آدم شر خر ٬ یک عروسک به معنای واقعی کلمه ٬ دو عدد خاله که عینه قالی کرمان می مانند :دی ! هر چی بیشتر کار می کنن خوشگل تر می شن :ی
خوشگلا باید برقصن ! و انسان های بسیاری را دیدم و شناختیم و و و ... حتی یک روز نزدیک بود کتک مفصلی از دوتا سگی که تربیت شده بودن مثل آدما روی دو تا پاشون راه برن و پیرهن نارنجی به تن داشتن بخوریم ! خوب ... به خیر گذشت ولی :دی ! آنها به ما نارو زدند ! ((:
در این سفر تا دلتان بخواهد خندیدیم ٬ رقصیدیم ٬ خوردیم و دود کردیم :دی ! حتی یک دعوای بسیار مفصل با زنمان نیز کردیم :دی در کمال آرامش طلاقش دادم سه ساعت بعد به گ.وه خوری افتاده بودم :دی چه کنیم :دی ! دوستش می داریم ! :دی
امروز پایمان به دروازه ی این شهر کوفتی نرسیده با پدر دعوایی بر سر چادر در پیتی که به سبک انسان های اولیه تا شده بود کردیم !
عاطیفه خانیم ٬ چند ماهته ؟! ((:
والله حول و هوشه ۶۵ ماه ((:
یه چیز گرد رو تصور کن به وسعت دنیا ! خوب ؟! تو وقتی به اون چیز گرد نیگا می کنی فقط می تونی یه قسمت کوچیکش رو ببینی ! حقیقت هم مثل همینه ! هر کس فقط به وسعت نگاهش یه گوشه از اون رو می بینه ! غافل از اینکه اوه چه گرد بزرگی رو داره می بینه ! دلیل به وجود اومدن این همه فلسفه ٬ دین و افکار متفاوت همینه ! بعد از کشف این موضوع :دی و مراقبه ای که انجام دادم الان به نظرم همه راست می گن ! هیچ کدوم از ما حق نداریم کسی رو به خاطر عقایدش و افکارش مواخذه کنیم
والسلام ...
)بيب( نامه ي ميثم و اسفنديار !
نويسنده : حكيم ابولميثم قهرمان زاده ي پاينده
تنظيم و آهنگ ساز : ميثم آريايي .
امروز روز آخر دانشگاه بود ! هزار و يك نفري كه دلم مي خواست سال جديد رو بهشون تبريك بگم همه مثل يك سايه از كنارم رد مي شدن ولي من مثل گوسپندي بسته زبان كه به مشتي يونجه ي سبز مي نگرد در حال نشخوار كردن ذره به ذره ي قيافه هايي بودم كه همشون با نگاه كنجكاو به يه پسر سر به زير با لباس مندرس و كهنه و پاره پوره نيگا مي كردن !
بعضي وقت ها ديدن قيافه هاي تازه بزرگترين نعمت خدا به آدماس !
والله از بس كه همه لباس هاي تازه و مارك دار مي پوشن منه ژنده پوش رو همچين نيگا مي كنن انگاري كه با يه مد تازه روبه رو شدن و بايد سريع از روش اسكي برن ! بيخيال بابا !
من همان خاكم كه هستم !
تمام تلاشت رو می کنی که بسازی ! ساختن یه خونه ی خراب شده یا حتی ساختن با دل پر از درد یه آدم ...
یا محول الحول والاحوال ... چیزه ؟! حال ما را هم تغییری بده ! ما محتاج نظریم !
بحث سر ساختن بود ! ولی خوب هر کسی خسته می شه دیگه ! مگه نه ؟! ببین ساختن چه قدر سخته ولی ویروونی آسونه ...
فاتحه ! بمیرم ... چه عمر کوتاهی داره احساست میثم ! یه فکری به حال خودت بکن ! می تونی همین الان ٬ توی همین بارون از همین در باز تراس بپری توی حیاط ! اما سنگ ها هم صدای ساز منو شنیدن ! خودشون می گفتن ... در گوش خودت گفتن ! حالا چی می شه ؟! نمیمیرم ولی احتمالا پام بشکنه ! یکی رو می شناختم خودش می زد دست و پاش رو می شکست به این بهونه که دوس دارم احساس آدمی رو که یه دستش شیکسته رو درک کنم ! درک کن ... به ت*خمم !
دی - وا - نه
این آهنگ سنگ صبور محسن چاووشی ۲ روز داره توی هدست من پخش می شه ولی هنوز گوش های من خسته نشدن !
رفیق من ٬ سنگ صبور غم هام ... به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم ٬ چه دنیای رو به زوالی دارم
جالبه ! تا حالا بیرون از خونه ننوشته بودم! حوصله میزم رو ندارم ! اومدم بین آدما !
داشتم به یکی می گفتم ! وقتی داغونی فقط یکی رو کم داری که روی اعصابت پیاده روی کنه ! که اونم که از بس خدا به ما ارادت داره بی نصیب نمی ذاره ! قربونش برم! چی کار کنیم ؟! اونم خداس دیگه! هر چی می گه من که خبر دار ..
رنگی کنار شب ٬ بیحرف مرده است ...
مرغ سیاه آمده از راه دور ...
خوب بگذریم ! یادم رفته قبلا ها اینجا چی می نوشتم ! یه زمانی که وضع مملکت مهم بود واسم از اونجا نوشتنی زیاد داشتم ! الان می گن ها ! فعلا Ignore باش بینیم بابام ! به من چه کی می ره مجلس ؟ من به فقر بچه های بیگناه رای نمی دم ... هر کی دوس داره بره بده! غیرت ملی رو زیر سوال نبرید ! من حاضرم شناسنامه ی قرمز رو به هر کی که می خواد بره بده ٬ بدم ! اما اگه هدف رای دادنه کاش به کسی که لیاقتش رو داره رای بدیم ! اینا بین خودشونم جنگ دارن ! مجلس و دولی با هم نیستن! از بس که حزب بازی های لعنتی شده دیگه هیشکی به نفس قضیه نیگا نمی کنه! کجای دنیا این ریختیه آخه ؟! این همه حزب و جناح و چپ و راست به چه درد این مردم می خوره آخه ؟! همشون فقط دارن ساز منافع خودشون رو می زنن !
آی ملتی که دوس دارید رای بدید ٬ یه پیشنهاد کوچک ولی به اندازه ی تصمیم کبری ...
به کاندیدا های مستقل رای بدید ! من داداش کوچیکه ی شما !
برای من کمی دعا ... کف دستی کافیست !
راستی دعام می کنید ؟! نکنید مُردم ها ...
به ملاقات آمدم ٬ ببین که دل سپرده داری ...
امروز گریه کردم و نوشتم !
روی یه تیکه کاغذ باطله حرف هایی رو نوشتم که واقعی ترین حرف های زندگیم بودن !
گریه می کردم بدون توجه به نگاه پر از سوال چند تا دختر و پسری که دورم نشسته بودن ...
رفیق من ٬ سنگ صبور غم هام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دل زده از لیلی ها
خیلی دلم گرفته از خیلی ها
نمونده از جوونی هام نشونی
پیر شدم پیر تو ای جوونی
تنهای بی سنگ و صبور ٬ خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست ٬ موندی و راه چاره نسیت ...
اگر چه هیچ کس نیومد سری به تنهاییت نزند
اما تو کوه درد باش ٬ طاقت بیار ٬ مرد باش!
اگر بیای همونجوری که بودی
کم می آرن حسودا از حسودی
صدای سازم همه جا پر شده
هر کی شنیده از خودش بیخوده
اما خودم پر شدم از گلایه ... هیچی ازم نمونده جز یه سایه !
سایه ای که خالی از عشق و امید ٬ همیشه محتاج به نور خورشید!
چند روز دیگه بازم واقعی ترین انتخابات ! نفهمیدم چرا بیچاره اعلمی رد صلاحیت شد ! یعنی فهمیدم ها ! ولی خوب مگه می شه؟! عجب ...
می دونید جالبش کجاس ؟! من که نمی فهمم چه طور می شه از بین یه مشت انتخاب شده از بالا ٬ چند نفر از پایین بیان و چند نفر رو بفرستن مجلس ! این که با انتخابات آزاد جور در نمی آد ! ولی مثل اینکه این به من ربطی نداره !
نفهمیدم تشکل آرمان ۸ مارس رو چه جوری برگزار کرد ٬ وقتی اعلامیه رو روی در و دیوار دیدم فکر کردم دچار توهم شدم ! قرار بود دو شنبه توی سالن استاد شهریار باشه ...
توی یه کافی شاپ ٬ یه دختر با یه پسر میونه چند تا دختر پسر دیگه ! فشار چیکارا که با آدم نمی کنه ! فکر کنم دختر بیچاره باردار شده بود ! وقتی چشمم افتاد توی چشماش ٬ فهمیدم دیگه به هیچی به جز رقص دست اون پسر بر روی اندامش فکر نمی کنه ! وای بر تو ٬ وای بر من ... من و تو باعث شدیم که صد تا علامت تعجب روی سر آدما واسه اون دو نفر بی معنی بشه ! من پایبند نیستم اما اون کار کثیف بود خوب !
فردا بهتون پول می دم برید هر چی دوس دارید بخرید واسه خودتون !
پس از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش ...
ببخشید که چند وقته نمی دونم چی بنویسم !
مُردنم می آد .
برای من کمی دعا ... کف دستی کافیست ...
به هر کی که بهم می گه چه جوری می نویسم می گم فقط سلام با منه ! بقیه اش نمی دونم از کجا سرازیر می شه توی این صفحه ی سفید ! اما قلمش دست من نیست ! دلم می خواد یه روز اونی که اینارو می نویسه بشینه جلوم واسه خودمم حرف بزنه ! شاید وبلاگ خودم رو هزار بار خوندم و تمام این هزار بار تعجب کردم ! واسه این که اینایی که اینجاس واسم تازه گی داره ! امیدوارم بفهمید چی می گم ! واسم مهمه که یکی حرفم رو بفهمه ! امشب خواب از سر من پریده !
بازم مثل همیشه پر از گلایه ام ! واسه هیچ کبوتری دلم نسوخته ! هیچ پر پرستویی جلوی چشم هام نشکسته ! اتفاقا امروز خیلی خوب بود ولی خوب نمی فهمم بعضی موقع ها چرا وقتی همه چی خوبه وقتی حتی دنیا هم داره پا به پات می رقصه خودت همه چیز رو خراب می کنی ! یکی به این سوال من جوا بده ! چرا ؟ آیا خوشی می زنه زیر دل آدم ؟! یا مثلا شاید من خیلی احمقم که این کار رو با خودم می کنم !
دل دیوانه !
دیروز هشت مارس بود ! آسمون همون رنگ بود ! آدما مثل همیشه بودن ! خیابونا مثل هر سال دم عیدی شلوغ و پر تلاطم بود ! مغازه ها باز بودن ! کلا شبیه هر روز دیگه بود !
دلم واسه میثم اول راهنمایی تنگ شده ! واسه اول نگاه ! واسه آخر گناه !واسه کثیفیه همه ی آدم نماهای دورو برم ! دلم واسه اون موقع ها تنگ شده ! دلم همه ی اون بیشرف هارو می خواد! دلم می خواد فقط نگاهشون کنم !
زندگی من کجایی ؟! بیا پیشم ! خاطراتم ؟
آخ که اگه بدونبد حتی از شما هم دورم !
غم نامه ی میثم و زندگی ! معلم کلاس اول ! بوم بوم !
روز های آخر سال همه چی رنگ تموم شدن گرفته ! حتی صبر و حوصله ی من !
میثم ؟ می شه بیای بیرون با هم صحبت کنیم ؟!
اگه شکوه دارم از تو ٬ اگه بی قرارم از تو ٬ تو بمون که آشیانه ام تویی
به هوایت ای ستاره ٬ به تو می رسم دوباره ٬ اگه عاشقم بهانه ام تویی
خوبید ؟! چه خبر ؟! ستاد انتخاباتی می رید ؟!
حرف هارو می شنوید ؟!
اینجا ایران است ... همه جای ایران سرای من است ...
مهم است که آدم خوب باشد یا خوب است که آدم مهم باشد ؟
این سوال رو جلسه ی اول استاد اندیشه روی تخته نوشت ! به همه گفت یه صفحه کاغذ در بیارید جواب بدبد ! نوشتم : مهم است که آدم خوب باشد و خوب است که آدم مهم باشد ! اینجوری خیلی بهتره ! نه ؟! اگه کسی خوب باشه ولی مهم نباشه توی این مملکت زیاد نمی تونه از نعمتی که در اختیارش قرار گرفته استفاده کنه و بر عکس اگه آدم مهم باشه ولی خوب نباشه چی می شه ؟! نتیجه اش دیدنی و قابل لمسه ... !
تو کیستی ؟ و شاید تو کیستی !؟
سوال این هفته ! نوشتم : یه دیواره ٬ یه دیواره ٬ یه دیواره ٬ یه دیواره که پشتش هیچی نداره ... !
اون دیواره نمی دونم جنسش از چیه ؟! از سیمان و آجر یا یه سری سوال های بیجواب !
تعریف انسان مدرن و معاصر : اگه برای انسان سوالی مطرح بشه که گذشته هاش و گذشتگان و تجربیاتش قادر به یافتن پاسخ برای اون سوال نباشه به اون انسان می گن انسان مدرن ! وقتی یک انسان مدرن می شه تمام زندگیش با چالش روبه رو می شه! چالشی فکری و روحی سخت که فرار ازش تا پیدا نکردن جواب درست و قانع کننده غیر ممکنه ! و معمولا انسان های مدرن و معاصر مورد ذم و نکوهش انسان های سنتی قرار می گیرن !
استاد ؟! شما یک انسان مدرن هستید یا معاصر ؟!
سوالت جنبه ی شخصی داره میثم خان ؟!
نخیر استاد ! فقط شناخت حاصل بشه دیگه !
من یک انسان شَلَم شوربا هستم میثم !
مثل میثم ...
بحران انسان مدرن و معاصر !
خوب داد نزنید بابا ! چیکار کنم ؟! من قشنگ می فهممتون ! از من حالتون بهم می خوره ؟ از من که نه ! از نوشته هام منظورمه! وگرنه کیه از ما بدش بیاد ؟! یه پسر خوشگل و مامانی !
هان ؟ چیه ؟ چشمتون برنمی داره یکی اعتماد به نفسش از برج میلادم بالاتر رفته ؟
من حاضرم به هر کی بخواد قرض بدم ! کمک بلا عوض
داشتم از نوشته هام می گفتم ! خودم از بس این چند روز به وبلاگم سر زدم و مطلب تکراری دیدم حالت تهوع گرفتم ! من واقعا ازتون سپاس گزارم که اراجیف بنده ی حقیر رو می خونید و حتی کامنتم می گذارید ! چه کنیم دیگه ![]()
آی ملت ؟! می گم خوب بعضی ها خیلی پرتن دیگه ؟ نه ؟ وقتی به درستی یه کار ایمان دارید ولی بقیه ایمان شما رو نمی فهمن چه نوع سنگی به سرتون بر خورد می کنه ؟! مال من که بدترین نوعشه ! خوب جوونه ! نمی فهمه ! شایدم بچه اس ! بیخیال بابا ! می دونید چیه ؟ از زیر سنگم شده فیلم سنتوری رو پیدا کنید ببینید ! علی سنتوری ...
من از این مرتیکه بهرام رادان اصلا خوشم نمی یومد مخصوصا بعد از اون جلف بازی که توی شب شیشه ای جلوی دوربین و رضا رشید پور در آورد ! ولی انصافا بازیگر بسیار قهْاریه ! این فیلم سنتوری ثابت کرد که چه قدرتی در چنته ی بازی گریش هست ! راجع به علل بلوکه شدن فیلم سنتوری شایعات بسی زیاد بید ! ولی خوب می شه اینجوری گفت که در نوعه خودش یک تابو شکن بی نظیر بود ! صدای ساز علی ٬ بد و بیراهایی که به مملکت و وضعش گفتن ٬ نشون دادن وضع اسف بار مملکت توی مقوله ی اعتیاد و و و ... ولی می دونید دلیل اصلیش چی بود که ؟! شباهت علی سنتوری با سید علی خا.منه ای ! رهبر ما تار زن بسیار حرفه ایی بوده جونی هاش ! ریش و محاسن علس سنتوری هم از یه طرف شبیه محاسن رهبر ! توی فیلم هم دست راست علی بنابه دلایلی دچار آسیب می شه ! همین چند تا دونه شباهت بیجا باعث شد شاهکار مهرجویی رو یه مشت کله خراب که هیچی از هنر حالیشون نیس زیر سوال ببرن ! یاد گاو بخیر ...!
هرکی لینک دانلود می خواد واسم کامنت خصوصی بزاره بهش بدم! اینجا نمی زارم چون فی.لتر می شه !
بر می گردم ... البته توکلتُ علی الله ! ![]()
پ.ن (۱):خيلي تلخه ببيني يه اهو اسير چنگال يه شير شده ولي تلخ تر اينه که ببيني يه شير اسير چشماي يه اهو شده !
صحبت های درگوشی با جوانان ![]()
بیب اینجا تبریز است ! صدای جمهوری میثم ! هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم ! ( سازمان مبارزه با بیب ) ای بابا ! آخه تا کی ؟! همین مونده بود ! پسری آبستن ! این از اون حرفا بود ها ! ولی تقصیر من نبود که ! خودش می خواست
یکی گفت من گشادم ؟ پس من چی
؟
درازه ! گردم هست ! شل هم می شه بهش گفت ؟! چیه ؟! بیب ! نه ! طنابه اما از طرز فکرت خوشم اومد ! آقا اجازه !؟ بریم دسشویی
؟ پوشَکِتو نبستی ؟! به تو چه م*در بیب !
من و تو و یه نخ سیگار : یه پک بکش! نه ! می گم بگیر بکش! نه ! بابا خره واسه سرطان خوبه ٬ عجب آدمی هستیا ٬ بگیر دیگه ! باشه ! یه ماه بعد : سیگار نداری ؟؟ نکش خوب نیس !
میای خونه !؟ می خوام اتاقمو نشونت بدم ! اتاقت قشنگه ؟ آره ! یه دونه تخته خواب دارم خیلی خوش خوابه! اگه روش نخوابی از دستت رفته! اِ ... آدرس بده ؟ ( اشاره به خوش خواب بودنه تخته خواب عینه باطل السحر می مونه ! )
بچه بودم : الو الو ؟ من جوجوام ؟! پی ی ی ی ی ( مثل عدد پی ) بازم زد به سرت ؟ مامان واسم زن می گیری
؟! آره عزیزم ! چند تا می خوای ؟! الان: مامان
؟ من زن می خوام
! برو هر موقع جیشت کف کرد زن می گیرم ! مامان ن ن ن
؟؟؟؟ برو بچه هنوز دهنت بوی شیر می ده ! بیب
!
اینجا تبریز ! اتاق من ! با سلام خدمت شنوندگانه عزیز ( بیننده هامون افقی شدن
)! شانس آوردین که هنوز ندیدین منو ! چرا : رجوع شود به براکت ! برنامه ی این هفته راجع به خانوم شاعر ٬ پسری آبستن ٬ کلی بَبَیی و یه دونه آدم با مخلفاتشه ! نمک ؟ نیم کیلو ! شور می شه
!؟ خوب به مقدار لازم! اصلا نمک نمی خواد ! بی خیال ! من حرفمو پس می گیرم ! برنامه ی این هفته راجع به دعوای توپ جم کنه تیمه سرخ پوشه پایتخت ( ۱. پرسپولیس ٬ ۲. پرس آشخور ٬ ۳.پرس سینه ٬ ۴.ماشالله بازو ) با دوس دخترشه ! ( عزیزم
؟ می خوای اونجایی رو که آمپول زدمو ببینی
؟ آره ه
! ااوناها ! توی اون ساختمون
! بوم م م م م ! منو مسخره کردی ؟ ) بقیه ی دعوا به خانه مولوکول شد !
یه سوال سینمایی دارم ! پاسخ صحیح جایزه داره البته فقط واسه خواهر های گرامی :
بازیگر مرد معروفه فیلمه آقا و خانومه اسمیت : ( ۱. براد پیت ٬ ۲. براد گالون ٬ ۳. براد ۱۷ کیلویی ٬ ۴.براد روغن نباتی لادن ٬ ۵. گزینه ی ۲ و ۳ )
به برنده گان به قید قرعه یه دونه ب بیب س داده می شه !
چه قدر جوابه صحیح
! ب بیب بیب بیب س س س س ![]()
اینجا ایران است ! هلویی به نامه ایران ! برنامه ی امشب سینما دزدان !
خول شدم !
می آم باز ![]()
پ.ن (۱): من میثمم ! حرفیه !؟ پس حرفیه ! خوب حرفی باشه
مردا ابزار نقشه کشیه جالبی دارن
کسی می دونه این کد واسه چیه ؟ #21#ت.خمم* اِ این که دیگه سخت نیس ! یعنی حوالش به تخ.مم ایشالله
کسی می خواد ابزار داشته باشه ؟! من چند تایی زیادی دارم
شاهنشاه میثم
آر.یا مه.ر !
دیروز ساله ۵۷ بود ! امروز چه سالیه ؟! ۲۲ بهمن ماه یوم الله یوم الله !
پ.ن (۲): آیریلیق ٬ آیریلیق ٬ آمان آیریلیق ... هر بیر دتدن اولار یامان آیریلیق ...
پ.ن (۳): شهر اکنون دست نیروهای نورانیست ...
پ.ن (۴):For what we want most , there is a cost must be paid in the end
سقراط می گفت هنرش مثل مامایی است , ماما خودش نمی زاید ٬ اما حضورش زایمان را تسهیل می کند.سقراط نیز به همین منوال وظیفه ی خود می دانست که به دیگران کمک کند تا بینش درست به دنیا بیاورند.
خوب ! این بالایی رو خوندید ! چه جالب ! دیشب یکی ازم پرسید راهوار یعنی چی ! و من خیلی دلم می خواست یه مثالی پیدا کنم اما به قول همون یه نفر تراوشات ذهنیم هیچ کمکی بهم نکرد
! جالبش اینجاس که این جمله ها رو از خونه ی خود اون یه نفر کِش رفتم ! من که خودم زایمان نمی کنم
می رم بالا سر آدم های آبستن کمکشون می کنم اسهال شن ! نه ه ه
منظورم اینه که کمکشون می کنم تسهیل شن !
پ.ن (۱) :بدون شرح !
تبریز - وسط خیابون شریعتی :

خوب مثل اینکه لازم شد شرح دار بشه این عکس ! این تابلویه به این گنده گی که توی این عکس می بینید در شلوغ ترین خیابون تبریز نصب شده ! خوب اگه یه مشت آدم بی سواد بیان آموزشگاه علوم کامپیوتر باز کنن این جوری می شه ! به جای Visual Basic می نویسن Visual Baisic و به جای دوره ی تخصصی شبکه ی مایکروسافت ( MCSE ) می نویسن MSCE ! بیل گیتس به خاطز همین چیزاس که داره از دنیای کامپیوتر خداحافظی می کنه دیگه !
در واقع می شه گفت آخرین بار کی نوشتم ؟!
فردای عاشورا بود ! آره ؟
اوه ... دقیق یادم نیس ولی اگه بخوام با دلتنگیم واسه نوشتن تخمین بزنم می شه چند صد هزار تا از اون لحظه هایی که شمردم ! ![]()
خوب ... قبلا از هر چیز از تمام دوست جان های گرامی که من رو با نظرات قشنگشون ( چه خصوصی ٬ چه عمومی ) شرمنده کردن تشکر کنم !
البته که صفا آوردین ! خوب در مورد زنده بودنم که سوال خیلی از دوستای گرامی بود باید عرض کنم که به احتمال قریب به یقین هنوز اون دنیا به سرویس دیتا متصل نشده وگرنه الان اینجا جا واسه نوشتن زنده ها گیر نمی یومد و اموات گرامی اینجارو اگر در جهنم باشن با خاطرات ک*ن سوزیشون و اگر در بهشت باشن با خاطرات ک*ن کردناشون پر می کردن !
ببخشیدا !
پس از این حرفا نتیجه می گیریم که بنده در کمال صحت بدنی قرار دارم ( بترکه چشم حسود
)
یک خبر خوشم به تمام وبلاگ نویس های عزیز که نبود من رو با فحش های شیرینشون از تلخی در آوردن بدم که به زودی به خونشون می رم و اونجارو به نور دیده روشن می کنم ![]()
پای پیاده می رود قافله ی نگاه من ... تا برسد به چشم تو ای مه شامگاه من ... ![]()
این چند وقته نمی دونم چه اتفاقاتی افتاده ! منظورم اینه که می دونما ! ولی خوب مسئله اینجاس که نمی دونم کدوم ها ارزش گفتن داره ! ولی برای ارضا شدن حس کنجکاویه شما عزیزانِ دل انگیز اول می خوام دلیل غیبت صغری رو به اطلاعتون برسونم ![]()
دلیل این غیبت اول از همه مربوط به جیب پدر گرامی بود ! در واقع می شه گفت چون روابط زیاد حسنه نبود ما هم رومون نمی شد به بوایِ گرامی بگیم که مفلس شدیم و پول نداریم ! تا اینکه دیدم خیر! اینجوری نمی شه ! بیشتر از این باهاشون قهر بمونم امکان خودکشیشون می ره بالا !
آخه نه اینکه من خیلی پسر خوبیم اگه یه روز باهام حرف نزنن دچار افسرده گی می شن
! حالا غیر از این مسئله امتحاناتم شروع شد و به کلی در گیر شدم ! البته زبونم لال یه موقع فقکر نکنید داشتم درس می خوندم ها ! نه ! مشغول دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده بودم !
منظورم اینه که مشغول دستمال کشی اساتید محترم واسه قبول شدن بودم ! چیکار کنیم دیگه
درسایی که اینا می دن خیلی سطحش پایینه اصلا حس و حال خوندن به آدم دس نمی ده !
امیدوارم موفق شده باشم ! شما دعا کنید که موفق شم ! آخه ۵۰۰ تومن نظر کردم اگه قبول شدم به کانون ثقلین بدم
حتما دعا کنیدها ! اگه ندادم دعاتونو پس بگیرید خوب
!
وضع مملکت رو هم که پاک یادت نره ! خدا خیر کنه ! احساسه بدی بهم دس داده ! همش فکر می کنم قراره اتفاق بدی توی این همیشه سبز ایرانم بیفته ! چند روز دیگه ام که قراره واقعی ترین انتخابات دنیا انجام بشه ! خوبیش اینه که دیگه قرار نیس عینه آلبالو گیلاس از درختا عکی کاندیدا ها آویزون شه ! یه جا نوشته بود نرخ رشد اعتیاد ۵ برابر نرخ رشد جمعیت ! حالا این پایین پستم یه دونه عکس از همین عکسا که گفتم واستون گذاشتم ببینید یه خرده بخندید ! در کل می شه گفت این انتخاباتم مثل همون چهار سال پیشه و چیز زیاد متفاوتی نداره ! این روزا باز جوونا در مرکز توجه بیدن !
!
بیخیال بابا ! این چیزا چه ربطی به دهی ی فجر داره که من دارم بلغور می کنم !؟ راستی بهاران خجسته باد ! عید کیه ؟!

برمی گردم ... البته توکلتُ علی الله ! ![]()
پ.ن (۱):هوس سفر نداری ز غبار این بیابان ؟! همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم ...
دعا کنید کیبورد منفجر نشه ! ![]()
عجب روزی بود امروز ! نمی دونم چه جوری شده الان دارم نفس می کشم !
۱. خواب بودم مثلا ! BOOOMMM!!! اوی ؟! پسر ؟! مگه نمی خواستی بری ثبت احوال ؟! خوابی که هنوز ! اِ بابا صبر کن ببینم ساعت چنده مگه ؟! موبایلم کوش !؟ بوم م م م ! با کمر ولو شدم کف زمین !
۲. خاک بر سرت کنن که لیاقت هیچی رو نداری ! عجب ...![]()
۳. صف بانک می خوای بدونی چیه ؟! بیا نشونت بدم ! افراد حاضر در صف : ۰۸۹ نفر
!
۴. یخ زدم بابا از سرما ! ای ملت من بازم واستادم یه تاکسی بیاد سوارش شم !
۵. من گشنمه
! رفتم یه پیتزا سفارش دادم سق بزنم ! با شکم خالی نوشابه خوردم شکم درد گرفتم
پیتزارو بردم واسه داداشم !
۶. هی خانوم ! کِجا کِجا ؟! بوم م م ... ! با سر رفتم توی داربستی که وسط راهم سبز شد ![]()
۷. بیلیارد
؟ ضعیفی ! شرطی می زنی ؟
۵۰۰۰ ؟! قبول ؟! قبول ! با پول میز ۷۰۰۰ تومن دادم اومدم بیرون ! ![]()
خلاصه اینایی که بالا خوندید امروز قشنگ ِ من بود !
امروز دست به بمب می زدم خنثی می شد
کسی بمب داره ؟! هیف که دستم به دلم نمی رسه ! داره منفجر می شه ! وسط همه ی چیزایی که خوندید هزار و یک اتفاق دیگه افتاد ! چند دقیقه یه بار یه SMS میومد و یه حال اساسی بهم می داد ! ولی خوب چاره چیه ؟! فقط سکوت و یه نگاه ... ! دلم از همه پر ِ ها ! هان ؟!
چرا چپ چپ نیگا می کنی ؟! دوس دارم ! دل ِ خودمه خودم می دونم ! ولمون کنید بابا ! به من چه اخه ؟! چرا در گنجه بازه ؟! چرا دم خر درازه ؟! چرا گربه ی تو اِیوون خوشگل و خوب و نازه ؟! اقا به من چه اخه !
می زنمت ها ![]()