تبليغاتX
تودلیهای یک پسر متاهل
ترسم نرسی به کعبه  ای اعرابی 
              کاین ره که تو می روی به ترکستان است ...

نگاهت مانند دالانیست به باغ جهنم
به آن باغ های آکنده از آتش
به صدای سوز یتیمان ...

بیا به جنگ تن به تن ! دانی ؟!
سکوت من نه از بهر رضاست !

من سکوت بر آن آتشی دارم
که ابلیس تو  تو را دامن کشان
به آن می کشاند و تو با لبخندی
هنوز در خواب بهشتی ...

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 9:53 توسط میثم

آن ها حتی پاچه ی افکارمان را نیز می گیرند .

فکر اینم که

من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی بر خیزد ...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 11:53 توسط میثم