گاو آهن گونه می دویم ما ! بدون هیچ هستی ...
دوس داری قار قار کنی ؟! خوب بکن ! منتهی می تونی بری یه جای دور ! ما به کلاغ های فضله خور اتاق اجاره نمی دیم ! راستی یه سوال دارم !؟ می دونی تو همان خاکی که هستی ؟ کجات خراب بوده ؟! منظورم کدوم نطفه اس ! نطفه ی مامانت یا سرباز بابات که تو اینقدر جنگلی شدی ؟! طبیعتت فقط به درد بتن با تاب فشاری 5456465778 می خوره ! راستی یه کادو دارم برات ! به زودی به دستت می رسه ! ویسکی پرورده توی چوب بلوطی که با جیش دوستم مزه دار شده ! اوه داشت یادم می رفت !
هپی ولنتاین ! عشق پانزده سانتی از آن تو ...
می تونم بپرسم اسبتو کجا می بندی ؟! تاحالا کسی بهت گفته به مویی بندی ؟!
شاید که آینده از آن ما ...
اون موقع می خوای چیکار کنی ؟! می دونی من می تونم خیلی کینه ای باشم ! چیکار کنم ! منم مثل تو مصالحم خراب بوده ! ولی از پشت و جلو خوب بهم رسیدن ورز اومدم ! اگه خاموشم مپندار که راضیم !
تو ای شکاف محدوده ی من ... سفید دردانه ی من ...
پ ن ( 1 ) : کرم خاکی عزیزم ! مخاطب این مطلب تو نیستی ! اصلا !!!
راستی ؟! خبری از این شنل شکلاتی نشد ؟! منظورم حاج آقا قاب خاتم ! خاتمی ! خدا به دادمون برسه ! مملکت داره تبدیل به زمین فوتبال می شه ! از نوع آمریکاییش البته ! از اینا که یهو یه نفر عینه ترانوزوروس به اون یکی یه تنه می زنه ولو می شه کف زمین بعد همه ی تماشاچیا براش دس می زنن !
دس دسی باباش می آد ... صدای کفش پاش می آد !
البته این باباش کفشش چرم خالصه ! مثل گیوه می مونه ! تق تق نداره !
پس این صدای تق تق از کجا می آد ؟ ( !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! )
خاتمی بیاد ملت باید واسه صبحونه نون و حماقت با چایی شیرین بخورن که برن بهش رای بدن ! می دونید ؟ من اصلا مخالف خاتمی نیستم اما همونجوری که حودش می گفت اگر بیاد و ئیس جمهور بشه فقط هزینه های ملت افزایش پیدا می کنه ! لااقل احمدی نژاد خودش می دونه چیکار کرده (!) خاتمی بیاد کار شکنی ها به اوج خودش می رسه ، مذاکره با آمریکا می ره پی کارش و هزار و یکجور اتفاق دیگه ! ولی احمدی نژاد الن باید بیاد ! می دونید چرا ؟ اون به گفته ی خودش ه دکتره ! الانم زده دل و روده ی ایران رو ریخته بیرون ! این خودش فقط باید این دل و روده رو جمع کنه بزاره سر جاش و بخیه بزنه ! بخیه ای که تا من هستم و تا تو هستی و تا ابد جاش روی تن ایرانم می مونه !
برای اولین باره که احساس می کنم مجبورم برم رای بدم تا بین بد و بدتر ، من بد رو انتخاب کنم !
اصلا بیخیال اینا ! من چرا حرف سیاسی در کردم از خودم باز ؟
در و دیوار اتاقم شده عینه بولتن های دانشگاه ! همه جاش کاغذ چسبوندم! کاغذ های سفید ! برای پوشونده سیاهی انتظارم ...
یه چند وقتی شاید نباشم !
چون نه حرفی هست برای گفتن و نه دلم می خواد چیزی بگم !
اینجارو نبندید لطفا .