سلام!
مطمئن نیستم اما شاید این پست رو ۱۰ دفعه نوشته باشم و هر ۱۰ دفعه آحرش روی ضربدر آشنای تمام صفحات این سیستم کلیک کرده باشم و کشته باشمش ! مزخرف نبودن ! ۱۰ تا حرف دل رو کشتم و آخرش هیچی برام نموند جز هوس نوشتن یه حرف دل دیگه !
اینجا دعواس ! چراغ این تلفن هی روشن می شه و خاموش ! می تونید ترس دلم رو بفهمید ؟! که با هر چراغ اون میمیره و زنده می شه ؟! جرات خوندنشون رو ندارم ! کاش یکی پیشم بود و سرنوشتم رو از توی کلماتی که واسم می آد می خوند و بهم می گفت ! البته فقط جاهای خوبش رو !
خسته نشدم ! فقط بریدم ... همین ...
علائم سکته چیه ؟! احساس خفگی شدید ٬ درد ناجور قلب ٬ سرگیجه و حالت تهوع ؟ خوب شکر خدا ! از همشون دارم ! تا دلتون بخواد ! دلم پر شده امروز ! دیگه جا واسه خودم نبود مجبور شدم بیام اینجا ! یه راننده تاکسی با یکی از دوستای قدیمیم !
عروسک سنگ صبور ترک برداشته ! حرفی که همیشه می زنم امروز از دهن یه مرد دیگه شنیدم ! گفت : دلم می خواست زنم دوستم داشت تا صبح تا شب براش جون می کندم ! حاضرم جونم رو هم بهش بدم ! اما فقط دوستم داشته باشه تا واسه این همه زحمت انگیره داشته باشم !
مثل اینکه بعضی چیزا بین همه ی مردا مثل همه !
زنش به خاطر پولش باهاش ازدواج کرده بود ! ورشکست شد ٬ زنش دیگه دوستش نداره چه تراژدی غم انگیزی ...
یکی دیگه بود که داشت دنبال خودش می گشت ! کسی که فکرش رو نمی کردم از این حرفا بلد باشه ! چه گریه ای می کرد ! من آرومش کردم! ولی خودم مردم! یعنی باید میمردم تا اون آروم بشه !
خدا امشب کلی مسافر دارم توی راه ! مواظبشون باش !