از یکی پرسیدم که راجع به چی بنویسم گفت از حماقت آدم ها !
خوب حالا حوصله دارید نطق یه احمق رو راجع به حماقت آدم ها بشنوید ؟!
به نام خداوند بخشنده و مهربان !
خدای هر چی آدم احمقه و خدای یه احمق دو پا به نام میثم ... میم مثل میثم ! از حماقت نوشتن سخته ! تصمیم گرفتم از خودم بنویسم ! یه روز به یکی گفتم من معنای کلماتیم که به زبون جاری می شه ! حماقت هم از اون کلماته !
حماقت یعنی چی ؟ یعنی با دستای خودت هر چی که ساختی رو خراب کنی یا هر چه که خراب کردن رو بسازی ؟ یعنی امیدوار کردن یا نا امید کردن ؟! حماقت یعنی یه انقلاب تازه ؟! یه لبخند به نا اهلش و رفاقت با یه آدمی که می فهمه ؟! یعنی نصف شب ساعت ۲ پاشی و همه ی خطر های یک شب تنها رو به جون بخری و با دوس دخترت جیم بزنی به خیابونا و آخرش لو بری یا مثل بچه های خوب بخوابی و لذت نصف شب های تابستون رو توی بغل دوس دخترت حس نکنی ؟ حماقت یعنی از ترس نگاه ها و حرفای دیگرون مثل یه گوسفند بسته زبون یه گوشه بشینی و چشمت به ساعتت باشه که کی لحظه ها تموم می شن یا با آتیش جوونیت همه رو شاد کنی و یخ همه ی آدم بزرگارو باز کنی و اونارم توی آتیش جوونیت سهیم کنی ؟! یعنی با کسی که دوستش داری بری بیرون ٬ بگی بخندی ٬ نفس بگیری و نفس بدی یا از ترس مامور ها و یه تعهد ساده صبح تا شب خودتو توی چهار دیواریه اتاقت حبس کنی ؟! یعنی شبای سرد زمستون در تراس اتاقت رو باز کنی تا با گرمای تنت و اتاقت هوای بیرون گرم تر شه یا از ترس سرما خوردن شیر شوفاژ رو تا آخر باز کنی تا گرم شی ؟! یعنی بری هر روز قهوه بخوری و یه دونه سیگار بکشی یا واسه دو هزار تومن پولش دور هر چی کافی شاپ رو خط بکشی ؟! حماقت یعنی با دوستات یه گوشه بشینی و پچ پچ کنون واسه حراست و انتظامات شعر بسازی و بخندی یا از ترسشون مثل بچه های خوب بری دانشگاه و بر گردی ؟! حماقت یعنی عاشق یه دختری بشی که هیچی ازش نمی دونی ٬ بعدش افسرده شی که چرا اون من رو دوس نداره یا این که با عشقت اینقدر آتیش بشی که پدر اون دختر بیچاره رو در بیاری :دی ؟!
کدوم یکی از اینا می شه حماقت ؟!
قافله ی نگاهم از دالان ترس چه با آرامش می گذرد !
گویی تپش های دلم را نمی فهمد !
گویی او هم دلتنگ رقص فروزان دیوانگیست !
خنده ای پیچید ولی افسوس به تلخی ...
پس از آن روز دلم در دیوار های نارنجی رنگ آتش به یادگار ماند
نقشی ساده از هزاران سال پیش ولی برای دیروز !
میثم ۰ اتاق تاریک
۹/۲/۸۷
مرگ من روزی فرا خواهد رسید ...
تو بارون که رفتی ٬ دل ِ باغچه پژمرد
تمام وجودم ٬ توی آینه خط خورد
خوب از هر چه بگذریم سخن دوست خوشتر است ! ولی کسی می دونه الان چی می خوام بگم ؟! در واقع می شه گفت خودمم نمی دونم ! روزنامه ی همشهری نوشته بود : نماینده ی ولایت فقیه در آذربایجان شرقی به احمدی نژاد گفت : رئیس جمهور به وعده های خود در مهار تورم عمل کند !
یکی نیست به این نماینده ی آگاه بگه رئیس جمهور اگه این کاره بود الان وضع مملکت این نبود ! سرم درد می کرد خواستم سوار تاکسی دربست بشم تا خونه ! یه اتوبان ِ یکی دو کیلومتر طول داره ! رسیدیم به مقصد گفتم چه قدر شد ؟! گفت دو هزار تومن ! گفتم یعنی چی مرد مومن ؟! دو هزار تومن ؟! واسه ۵ قدم راه ؟! گفت پسر خوب گوجه فرنگی کیلویی دو هزار تومنه ! خوب واحد پول مملکت بشه گوجه فرنگی دیگه ! مثلا می ریم نون بخریم جاش ۵ تا گوجه بدیم بیایم بیرون !
ملت دلم از همه چی پره ! مخصوصا از این مملکت و مدیراش ! آخه چرا ؟! چرا داره این جوری می شه !؟ کسی نیست جواب بده ؟! ما که ۲۰۰۰ کیلومتر مرزمون رو با افغانستان نمی تونیم کنترل کنیم که اینقدر مواد مخدر وارد این مملکت نشه ٬ آیا واقعا می تونیم نیروگاه هسته ای بومی احداث کنیم ! چرا آخه ؟! چرا ؟! بابا دلم گرفت از بس جوون معتاد دیدم ! دلم گرفت از بس جوون هایی رو دیدم که با افتخار از کوکایین کشیدنشون حرف می زنن !
خاک بر سر من و تو ! که نمی تونیم جلوی هیچی رو بگیریم یا لااقل مسیرش رو عوض کنیم ! یه جا خوندم نوشته بود ۹۵٪ مواد مخدر تولید افغانی های بی پدر مادر ِ کثافت از ایران ترانزیت می شه جاهای دیگه ی دنیا ! هزار تا فکر و خیال اومده توی ذهنم ! فکر و خیال های کثیف ! احساس می کنم دستای کثیفی توی کاره ! یه چیز دیگه نتیجه گیری کردم ! نمی دونم درسته یا نه ؟ دفعه ی پیش گفتم جوون هارو معتاد می کنن که نپرسن چرا ! ولی این فقط یه روی سکه اس ! یه روی ِ دیگه ی این سکه بر می گرده به طالبان و القاعده ! اونا هر چقدر گروه کثیفی باشن اما یه خیری واسه این مملکت دارن ! اونا حسابی سر آمریکایی هارو گرم کردن ! طوری که خیالمون تخته حالا حالا ها قرار نیست آمریکا این طرفا آفتابی شه ! ولی این سرگرمی آمریکایی ها بالاخره یه منبع مالی می خواد دیگه !؟ باید از یه جا خرج این طالبان و القاعده تامین شه یه نه ؟! نمی شه که همینجوری بریم پول واریز کنیم به حساب بن لادن ؟! این روی سکه رو وقتی فهمیدم که اتحادی ی اروپا تصمیم گرفت واردات موادمخدر به کشور های اروپایی رو واسه ساخت دارو قانونی کنه تا این گروه ها نتونن با قاچاق مواد مخدر تامین بودجه کنن !
به هر حال ! به من چه ؟! واقعا نمی دونم دیگه باید به کی اعتماد کرد ! کاش اصلا این کشور رئیس جمهور نداست ! یه دونه رهبر کافی بود دیگه ! لااقل دیگه مجبور نبودیم درد ترکش های جنگ بین چند نفر صاحب قدرت با سلیقه های مختلف رو ما تحمل کنیم ! یکی می آد اون یکی رو خراب کنه یهو قیمت میوه رو دوبل می کنه! اون یکی می آد تلافی کنه تعرفه های واردات ماشین رو نمی ذاره کم بشه ! این وسط پیدا کنید سن پرتقال فروش را !
یکی به حال ما جوون ها فکری بکنه !
دنبال کار می کردم ! هر چی باشه انجام می دم فقط پاره وقت !
کسی می فهمه دارم میمیرم ؟!؟! ![]()