خوب دیروز همین موقع ها بود نوشتم یا شاید دچار توهم شدم ! دیشب که به قول یارو گفتنی مغزم گوزیده بود ! کلا از زبون به بالا و از زبون به پایین تعطیل بودم ! دیگه خودتون حدس بزنید چه آبرو ریزی راه انداختم !
من تورا می خواهم ای کرم خاکی بد بو ! دیگر حالم را به هم می زنی ! فرم راه رفتنت و روش نگاه کردنت مرا یاد ق.حبه های آخر شب می اندازد ولی هنوز تو را می خواهم ! تورا در قفسی آهنین طلایی گرفتار کرده ام ولی تو عجب جانوری هستی ! حتی در داخل قفس هم خود را به میله ها می مالی تا به من خیانت کنی ولی ت.خم سگ من از تو زرنگ ترم ! میله های قفس را برداشتیم تا دیگر میله ای نباشد تا بدان به عشق پاکمان خیانت کنی ! و اکنون ای کرم خاکی بد بوی الاغ من حکیم ابولمیثم خراسانی اصل تبریزی به تو می گویم که تو حقته که بمیری و من اکنون می خواه با جفت پا مثل کانگرو بپرم روی شیکمت دل و رودت رو بریزم بیرون ! چی فکر کردی ؟! فکر کردی چون دختری کوتاه می آم ؟! این حرفا همه مال ِ قصه هاست که من فمینیستم و اینجور چیزا ! ما مردا هنوز سرمون به جایی نخورده که برتری چند صد هزار ساله ی تاریخیمون را به هزار تا زنی که شعار می دن بفروشیم ! حتی همون فمینیست ها هم وقتی شوهرشون یه داد سرشون می زنه از ترس ما تحتشون سوراخ موش می خرن دونه ای یه میلیون ! احتمالا سوراخ موشه تو زعفرانیه اس یا قیطریه ! :دی ! خلاصه ای کرم خاکی خر حواست رو جمع کن اینجا حوزه ی استحفاظی منه ! پاتو کج بزاری سنبلت رو می برم می زارم کف دست بابات !
داخل () لازم به توضیح ِ که هرکی به کرم خاکی من نگاه چپ بکنه همین جا چشمشو در می آرم به صورت ریموت !
ای کسانی که ایمان آورده اید بدانید و آگاه باشید که اگه خدایی نکرده بفهمم نظر دارید به کرم خاکی من ٬ چه در دانشگاه ٬ چه در خیابان ٬ چه در پیاده رو ٬ چه در کافی شاپ ٬ اتوبوس و غیره ... می دهیم در سوراخ کون.تان جوجه تیغی فرو کنند ! خودمان نیز می ایستیم و لدت می بریم ! از ما گفتن !
خلاصه اینا همه از روی حرصی که دارم می خورم اینجا نوشته شده ! من یه کرم خاکی بیشعور دارم که حریفش نمی شم ! از تمام دوستان و آشنایان که به مشکل من دچارن تقاضا می شه مراتب همدردی ٬ هم بد بختی ٬ هم اسکلی خود را به مسئولین ذیل ربط ارجا دهند !
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته !
حاج میثم روانی
۸۷/۱/۱۴
