تبليغاتX
دل نوشته های یه پسر روانی

دل نوشته های یه پسر روانی

سلام !

 خوبید ؟! حالتون بهتره که ایشالله ؟! منم خوبم ! مرسی !  والله دلم واسه اینجا تنگ شد ولی بازم مثل همیشه میثم برنده می شه ! اوه ! نه  منظورم اینه که بازم مثل همیشه نمی دونم چی می خوام بنویسم ! ولی خوب چی می شه ؟! تاحالا که نمی دونستم چه جوری نوشتم از این به بعد هم همون جوری

اون روز یکی از دوستان گفت : میثم ؟! تو عادت داری همه چیز رو قشنگ کنی ! حتی چیزای زشت رو ! ببینم مگه این کار بده ؟! اگه بد باشه با این حساب تمام ارایشگر ها باید در دکونشون رو تخته کنن برن پی حمالی ؟! می دونید هر کسی که می ره ارایشگاه زشت نیست ! ولی اونایی که زشتن به تنها چیزی که احتیاج دارن دست ماهر آرایشگره تا زیبا بشن ! و شاید تنها چیزی که روح اون ادما احتیاج داشته باشه یه ذره زیبایی بیشتره ! حالا اگه کسی این دست ماهرو داشته باشه اشکالی داره چیزایی رو که زشتن زیبا کنه ؟! حتی واسه چند لحظه ... من که زیباشون می کنم شما چه طور ؟! بعضی چیزا به غلط زشت شدن ! نه اینکه خدا زشتشون کرده باشه ها ! نه ! این فکر کوتاه و تابوی اجتماعی و فرهنگی غلط ما انسان ها بوده که باعث زشت شدنش شده ! اگه هر کسی که توانش رو داره یه گوشه ی این دنیا بشینه و به آرایشگری مشغول شه بعدش زندگی میشه گلستان ! مگه نه ؟!  این جز اینکه هم به ارایشگر روحیه می ده ٬ ادما هر طرف که که نیگا کنن رد پای نوازشگرِ ارایشگر ماهرو می بینن و اگر انسان باشن ته دلشون یادی از ارایشگر می کنن و شاید حتی این یاد کردن به حدی قوی باشه که بخوان مثل ارایشگر بشن ؟!

من اگر برخیزم، تو اگر برخیزی، همه بر می خیزند

من اگر بنشینم، تو اگر بنشینی، چه کسی برخیزد؟

بر می گردم ... البته توکلتُ علی الله !  

پ.ن (۱): ?If life ain't just a joke then Why Am I DEAD ?! any idea

پ.ن (۲): تمام وجودم غصه اس ! من از تنهایی بدم می آد ... آااا ! نه ! یکی اومده مهمونی توی دلم ! یه غریبه آشنا ...

پ.ن (۳): من اگه نباشم کی واسه همیشه٬  تورو می پرسته ؟ کی برات میمیره ؟ کی نمیشه خسته ؟ کی تورو میذاره روی دوتا چشماش ؟ کی اگه نباشی٬ می گیره نفس هاش ؟! من اگه نباشم ... من اگه نباشم ...

پ.ن (۴): Ring my bells , pls

پ.ن (۵): ای بابا ! من اگه بتونم از روی این صندلی بلند شم می رم سراغ درس و مشقم ها  کلی انتگرال و فیزیک مونده باید بخونم ! اصلا به فرم انتخاب واحد نیگا نکردم که کی امتحان شروع می شه  یا شاید اصلا شروع شده و من نمی دونم ! اگه اینجوری باشه وای به حالم! بابا خیتَییمه کَسَر !( ترجمه ی این جمله برای هموطنان فارس  ٬ به علت خلاف ادب بودن به صحبت های درگوشی موکول می شه )  ! مثلا می خواستیم بشینیم چند روز درس بخونیما! یهو شوهر عمه جان هوس سفر کردن زد به سرش ! این هیچی اصلا ! گواهینامه ی راننده گی رو بگو   ۷ ماهِ ازگار دارم گواهینامه می گیرم ! یه بار که توی علائم افتادم ! بعد اون ۲ بار خواستم برم امتحان هر دو بار برف بارید !  کاش یه مسابقه می زاشتن که جایزه هاش گواهینامه ی پایه یک و دو بود  نمی دونم ! تا وقتی که ما می خواستیم گواهینامه بگیریم از این جور مسابقه ها خیلی برگذار می شد ! نمی بینید چه جوری راننده گی می کنن ؟! ۹۹٪ گواهینامه ی گرامی رو جایزه گرفتن   ولی به ما که رسید اسمون تپید  منم گواهینامه می خوام م م . . . 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 10:4  توسط میثم  | 

انا لله و انا الیه راجعون
سلام !

شوهر عمه جان هم بعد از دو سال تحمل سختی و بیماری از دنیا رفت ! به احترامش یک دقیقه سکوت کنید لطفا !

می دونید ؟! احساس می کنم بند بند وجودم از نفرت پر شده !  دلم ازت پره !  اره از تو ! از تویی که روزی هزار بار به این وب لاگ سر می زنی تا ببینی آپ شدم یا نه !  مسخره بازی بسته  تو نفهم و بی شعوری ! و این اصلا به من ربطی نداره ! شاید هزار سال دیگه بفهمی میثم کی بود و چی گفت و چی کار کرد ... !

خدا من پیشه تو رو سفیدم ... !

راستی امروز که خونه ی عمه بودم یه صحنه هایی دیدم که واقعا واسه خودم متاسف شدم ! می دونید درسته که از دست دادن یه عزیز خیلی سخته ولی مردی گفتن ٬ زنی گفتن !؟ مردای فامیل ما مخصوصا این جوون هاش که دیگه ابروی هر چی مرد بود رو بردن ! یکی گریه می کرد ٬ یکی سیگار می کشید  ٬ یکی با سر از پله ها اومد کف زمین ! زشته بخدا ! اون زنای بیچاره قراره فردا به شماها تکیه کنن ؟! به شماهایی که حتی با ساده ترین و واقعی ترین اتفاق زندگی اینجوری دست و پاتونو گم می کنید؟؟ فردا چه جوری می خواید کوهی باشید که دنیا نتونه تکونتون بده ؟!  این بابا بزرگ دنیا دیده ی ما اومده تو رستوران بعد کلی مکافاتی که واسه اروم کردن عمه جون کشیدم گفت : " ای وای محسن اقا کجایی ؟ " میگم اخه مرتیکه این چه حرفی بود توی اون موقعیت اخه ؟! عوض اینکه دخترتو اروم کنی اسمه شوهر جانشو چرا می اری داغ دلشو تازه می کنی ؟!

حالا اینم بگم بخندید ! بابا بزرگم زنگ زده به داداشش که خبر فوت دامادشو بده >>

سلام صمد اقا ! خوبید ؟! صمد جون می گم حال محسن یه خرده خرابه اگه می تونی خودتو تا صبح برسون تبریز ! ( محض اطلاع : عمو صمد ٬ خونشون قزوینه ) اگه نتونستی صبح بیای ٬ پس فردا تعزیه هستش ! حالش یه خرده خرابه فقط ! طوری نیست !

پ.ن (۱): دیشب ۳ خوابیدم الانم ۷ صبحه ! می ریم تشییع جنازه ... کار سختیه دیدن رنج و ناله های دلتنگی خانواده ی شوهر عمه جان! حالا غیر از این ! در کل دیدن رنج و سختی ادما خیلی سخته ! واسه شما هم سخته مگه نه ؟! پس چرا واسه یه مشت حیوون این جور چیزا نه تنها سخت و چندش اور نیست بلکه لذت بخشه ؟! بابا تو دیگه کی هستی ...

وای من پر از نفرتم امشب ! نفرت از تو

پ.ن (۲): توجه !! توجه !! به کسایی که اسم سکوت رو خراب می کنن جایزه می دم !  جایزه می دونید که چیه ؟! شما خودتون باشید به هم چین عوضی هایی چی جایزه می دید ؟! نفرین ؟! فحش ؟! البته مرد های گرامی یه جایزه ی بهتر می تونن در نظر بگیرن ولی حیف نیست آیا !؟

وای من پر از نفرتم امشب باز هم ! نفرت از تو

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 23:49  توسط میثم  | 

مخاطب های اینجوری ( که مطلب رو درک نمیکنن ) = قدم زنی رو اعصاب نویسنده

خدایا من پیشِ تو رو سفیدم ...  

وقتی نمی فهمن من نمی تونم کاری واسه فهمشون بکنم !

خدا من تاحالا به کسی دروغ نگفتم ... ! جایزه چی برام در نظر گرفتی ؟!

لعنت به بی شعور !

 ادامه :

می گم اخه بسته دیگه ! یه خورده به خودت بیا ! رضا صادقی می گه : بسته جنگ ِ بی ثمر برای هر زیاد و کم ! زیاد و کم ما آدما چیه ؟! چرا احترام نمی ذاری ؟! چرا بلند نشدی ؟! چرا نشستی ؟! چرا اسم دولقوز آبادیه منو اولش اقا نذاشتی ؟! چرا رعایت احترام نکردی ؟! انصافا چرا مشکل ۹۹٪ آدما همین چیزاس ؟! کارلوس کاستاندا توی یکی ازکتاباش نوشته بزرگترین مشکل هر انسانی خود بزرگ بینیه ! اگه این مشکل حل شه دیگه هیچ کدوم از ماها سر کم و زیاد دعوا نمی کنیم !!

یکی بهم می گه نَفَس ! یکی می گه رفیق ! یکی می گه my best man ! یکی هم پیدا می شه که دوست داره متنوع باشه ! بهم می گن عوضی ٬ بهم می گن **کش و و و ...

شیخ ابوطاهر حرمی هم همین مشکل رو داشت ! این جوری حلِّش کرد : من این همه نیستم !!!

پ.ن (۱): می شه ازتون خواهش کنم فقط حرف نزنید ؟!  به عمل کار بر آید به سخن دانی نیست !

پ.ن (۲): حواستون به راهتون باشه لطفا ! ایست یعنی ایست ! بعضی جاها لازمه حتی اگه خطر مرگ هست سبقت بگیری !!! من که می گیرم شما چه طور ؟!  اگه بمیری تاوان اشتباهته ! از مرگ می ترسی ؟! ولی اگه لازم باشه حتما سبقت بگیری چی؟! من که می گیرم شما چه طور ؟!  

پ.ن (۳): سلام ! من حالم خوبه ! بهتر از این نمی شم ! فقط دارم می خندم ! فکر کنم علائم دیوونگیمه ! اود کرده باز !  

پ.ن (۴): می گم می بینید !  امشب کرم گرفتم ! ۵ دقیقه یه بار به روز می شم! چی کارکنیم دیگه  از علاقه ی زیاده !  نظرتون راجع به این شعر چیه :

باز از پس شيشه ي عينك استاد

سرزنش بار مرا مينگرد

باز در چهره من مي خواند

كه چه ها بر دل من مي گذرد 

مي كند مطلب خود را دنبال

بچه ها عشق گناه است گناه

واي اگر بر دل نوخواسته اي

شكر عشق بتازد بيگاه ...

***

مينشينم همه ساعت خاموش

با دل خويشتنم دنيايي است ... 

ساكتم گرچه به ظاهراما

در دلم با غم تو غوغاييست !

***

مبصر چو امروز اسمم را خواند

بي خبر داد كشيدم غائب!!!

رفقايم همگي خنديدند

كه جنون گشته به طفلك غالب 

بچه ها هيچ نمي دانستند

كه من اينجايم و دلم جاي دگر!

دل آنها پس درس استاد است و كتاب

دل من در پس سوداي دگر

من به ياد تو و آن خاطره ها

ياد آن دوره كه بگذشت چو باد

باز از چهره من مي خواند

از پس شيشه عينك استاد ...

***

ولي آيا چه كسي در دل من

نقش زيباي تو را پاك مي كند؟؟؟

درس من ....؟؟

دانش من.....؟؟

و يا استادم...؟؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 19:59  توسط میثم  | 

سلام

داشتم می رفتم سر جام کتاب بخونم که ییهو داداشم اومد که پسر بیا این واقعیات تکون دهنده ی عراق رو توام ببین ! من که دارم شاخ در می ارم !  

مرگ بر تروریسم !

security

***

kiss

***

kiss

***

responsibility

***

passion

***

blessing

***

trust

***

Welcome Stranger

***

mankind

***

gift of terrorisim

***

care

***

care

***

kindness

***

relations

***

trust

***

responsibility

***

trust

***

من که با دیدن این صحنه ها خونم به جوش اومد ! ایول به صدا و سیمای ما که می دونه دل دردمند مردم تحمل دیدن این صحنه های وحشتناک رو نداره و پخش نمی کنه ! دمتون گرم ... 

پ.ن:حضور هيچ کس در زندگي ما اتفاقي نيست! خداوند در هر حضوري رازي نهان کرده براي کمال ما . خوش آن روزي که در يابيم راز اين حضور را ...

پ.ن: سرباز كارش جنگيدنه ! ولي فقط اون يه كاري هستش كه براي ادامه ي زندگيش بايد انجام بده ! هر کدوم از ما ها وقتی در حال انجام کارمون هستیم می خوایم اون کارو درست و بی عیب و نقص انجام بدیم ! سرباز هم اگر می کشه ٬ وظیفش کشتنه ! ما باید این رو بفهمیم ! دلیل نمی شه وقتی کسی به وظیفه ای که داره ٬ عمل می کنه ( هر چند کارش خیلی از نظر ما کثیف باشه ) انسان نباشه ...

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 22:40  توسط میثم  | 

سلام !

دعا کنید کیبورد منفجر نشه !

عجب روزی بود امروز ! نمی دونم چه جوری شده الان دارم نفس می کشم !

۱. خواب بودم مثلا ! BOOOMMM!!! اوی ؟! پسر ؟! مگه نمی خواستی بری ثبت احوال ؟! خوابی که هنوز ! اِ بابا صبر کن ببینم ساعت چنده مگه ؟! موبایلم کوش !؟ بوم م م م ! با کمر ولو شدم کف زمین !

۲. خاک بر سرت کنن که لیاقت هیچی رو نداری ! عجب ...

۳. صف بانک می خوای بدونی چیه ؟! بیا نشونت بدم ! افراد حاضر در صف : ۰۸۹ نفر !

۴. یخ زدم بابا از سرما ! ای ملت من بازم واستادم  یه تاکسی بیاد سوارش شم !

۵. من گشنمه  ! رفتم یه پیتزا سفارش دادم سق بزنم ! با شکم خالی نوشابه خوردم شکم درد گرفتم  پیتزارو بردم واسه داداشم !

۶. هی خانوم ! کِجا کِجا ؟! بوم م م ... ! با سر رفتم توی داربستی که وسط راهم سبز شد

۷. بیلیارد ؟ ضعیفی ! شرطی می زنی ؟  ۵۰۰۰ ؟! قبول ؟! قبول ! با پول میز ۷۰۰۰ تومن دادم اومدم بیرون ! 

خلاصه اینایی که بالا خوندید امروز قشنگ ِ من بود !  امروز دست به بمب می زدم خنثی می شد  کسی بمب داره ؟! هیف که دستم به دلم نمی رسه ! داره منفجر می شه ! وسط همه ی چیزایی که خوندید هزار و یک اتفاق دیگه افتاد ! چند دقیقه یه بار یه SMS میومد و یه حال اساسی بهم می داد ! ولی خوب چاره چیه ؟! فقط سکوت و یه نگاه ... ! دلم از همه پر ِ ها ! هان ؟!  چرا چپ چپ نیگا می کنی ؟! دوس دارم ! دل ِ خودمه خودم می دونم ! ولمون کنید بابا ! به من چه اخه ؟! چرا در گنجه بازه ؟! چرا دم خر درازه ؟! چرا گربه ی تو اِیوون خوشگل و خوب و نازه ؟! اقا به من چه اخه !

می زنمت ها

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 21:26  توسط میثم  | 

سلام !

عقده بعضي مواقع بيداد مي كنه ! خيلي بدِ که اطراف آدم عقده باشه ! باید به ساختن زندگی کمک کرد ! به ساختن ادما !  و نفس دادن به ادمک ها ... ( ادمک اخر دنیاست بخند  )

امروز سر کلاس اخلاق بحثِ حسادت و تکبر و این جور چیزا بود ! واسم خیلی جالبه ! چه جوری می شه این هارو روی کاغذ اورد ؟! واسشون مشخصات نوشت ٬ طبقه بندیشون کرد و درجات مختلف عذاب و  مجازاتشون رو تشریح کرد ؟! بی خیال بابا   ( نمیشه که نمیشه ! )

دکتر شریعتی توی کتاب کویر یه جمله ای نوشته ! نوشته : اگر نزدیکش بریم از دستش می دیم !

یعنی هیچ کس نفهمیده این جمله یعنی چی ؟! عزیر من اخه حماقت تا کی !؟  چرا ما می خوایم واسه همه چیز چارچوب بسازیم ؟! چرا می خوایم همه چیز رو در قالب منطق بیان کنیم !؟ بابا مگه می شه تکبر و حسادت رو طبقه بندی کرد ؟! چرا اینقدر به بعضی چیز ها کیپ می کینم که اخر سر زیرِ حجاب بره و از دستش بدیم !؟ چرا هی سعی می کنیم ایه های قران و نشونه های خدارو با عقل و منطق تفسیر کنیم ؟! به چی می خوایم برسیم ؟! بخدا اینجوری ازش دور می شیم ها !! قرآن سر شار از احساسِ! قرآن سرشار از روح لطیف خداست ! شما رو به همون قرآن٬ هی با کلمات واسه نفس قرآن حجاب نسازید! هی نشینید در تفسیر زیبا ترین و حق ترین کلماتی که به گوش بشر رسیده راه خلاف نرید و کتاب های مزخرف ننویسید ! قران در عین پر معنی بودنش کلامات ساده ای داره ! بخدا هر ادم احمقی هم می فهمه که وقتی قرآن می گه تکبر ٬ مجازات داره یعنی این کار گناهِ و نباید کسی تکبر داشته باشه ! دیگه واسش فلسفه نوشتن نمی خواد که ! آخه ای جماعتی که دو کلمه عربی یاد می گیریدو شروع به تفسیرِ بزرگترین گنج زبان عربی می کنید از خداتون شرم نمی کنید ؟! شما ها می دونید با این مزخرفاتی که به عنوان تفسیر غنی ترین معنیِ انسانیت غالب جماعت می کنید چه عاقبتِ شومی واسه خودتون می سازید !؟  یکی می شه حافظ ! یکی می شه مولوی ! یکی هم می شه یه ادمی که دو کلاس سواد عربی داره می شینه واسه من کتاب اخلاق اسلامی می نویسه ! اخه ادم عاقل!! تو چه می فهمی اسلام چی می گه ؟! این که چهار سال درس فقه اسلامی خوندی یعنع الان می فهمی ؟!  یعنی الان می تونی لابه لای زیر و زبر های قران بفهمی چه مجازاتی واسه تکبر هست ؟! بگیر بشین سرجات ! اگه حافظ لسان الغیبِ تو چی می گی ؟!

بزارید تا قیامت با صدای اذان آروم بشیم ! این نعمت رو با مزخرفاتتون از ملت نگیرید !

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 9:1  توسط میثم  |