تبليغاتX
دل نوشته های یه پسر روانی

دل نوشته های یه پسر روانی

سلام

امروز دیوونه شدم باز ! از صبح در فکر یک اشتباهم ! اشتباه بزرگی که مرتکب شدم !  می گن خدا کریم و بخشندس ‌٬ ستارالعیوب ! خدا منو ببخش !

 بعضی موقع ها ادم کاری رو می کنه که نباید بکنه ! و این موضوع وقتی عواقب بدتری داره که در حق یه نفر دیگه باشه ! خالی شدم ! چند وقته به همه چی فکر می کنم در حالی که خودم می دونم توی فکرم هیچی نیست ! به قول یارو گفتنی ... شدم !  

خدایا منو می بخشی ؟! یا اصلا یه چیزی ؟! چی کار کنم که بخشیده بشم ؟ هان ؟! این همه ادمی که توی دنیا گناه می کنن بعدشم اصلا انگار نه انگار چه جوری روز و شب می کنن و شب ها می خوابن ؟! عذاب وجدانی ؟ چیزی ؟ هیچی ؟!  ملت دارن روز به روز توی همه چیزای خوب پس رفت می کنن و به جاش توی کلی چیزای بهتر دکترای افتخاری می گیرن ! توی پدر سوختگی ٬ دزدی ٬ زد و بند و و و ... ! خوش به حالشون !   من که بودم تا حالا مرده بودم از بوی گند خودم و کارام ! بابا دس مریزاد! دست راست شما روی سر من کچل که یه ذره کوچولو گناه کردم و یه هفته اس دارم از عذاب وجدان میمیرم !

حالا گناهم چی بوده ؟!  بگذریم ! اگه بگم یه هفته به حماقتم می خندین ! ولی خوب دیگه  ما اینجوریم !

حالا بی خیال من ! کسی جواب داره چرا بعضی از ادما وجدانندارن ؟! چی باعث می شه یکی اینقدر کثیف باشه که حق هزار و یک تا بچه یتیم رو می خوره بعدشم در کمال افتخار از کارش صحبت می کنه ؟! بابا ملت ! بزنید توی سر همچین ادمایی !  آدم ؟! مگه اینه آدمن ؟! دور از جون اقا خره اینا یه مشت خرن ! الاغن !  

( راستی می دونید که فرق خر با الاغ چیه ؟! خر یه خورده گوشاش درازتر از الاغِ )

آآااآآاآااا ... خوب بزارید ببینم داشتم چی می گفتم ؟! از کجا رسیدم به بحث این حیوانات نجیب خدا می دونه !  ولی خوب حالا که بحث اینا شد یه چی بگم ! این حیوانات نجیب بعضی موقع ها از صد تا ادمم شرفشون بیشتره ها! لااقل اونا از ته دل کار می کنن !  به امید یه مشت یونجه ای که قراره من و شما جلشون بریزیم تا میل کنن ! اونا می دونن که باید کار کنن تا چیزی گیرشون بیاد ! دور از جون مثل خیلی از ما ادما که فقط مفت خوری می کنیم نیستن ! یه عده برن جون بکنن ولی حاصل زحمت کشیدنای اونارو یه عده ادم هار هپلی پپو کنن بعدم هزارویک جور منت و سر کوفت بزنن سر اون بیچاره هایی که زحمت می کشن ! تف به غیرتتون ادمای عوضی ...  

خلاصه اینکه اگه حتی یه ادم عوضی کمتر توی زندگی باشه باز می شه امیدوار بود !

 اممم بسته دیگه ! بازم زیادی وراجی کردم ! بر می گردم ...

پ.ن : مرسی مغرورترین پسر دنیا

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 22:11  توسط میثم  | 

سلام

آ ... همون الف خودمون دیگه ! چوب الف !  وای نه !  ببخشید  خوب ! سرکش الف خوبه ؟! من که نمی فهمم والله ! اصلا درس و مدرسه چه ربطی به الف و چوبش داره ؟!  یا شایدم اصلا ربط داره و من دارم هذیون می گم ؟! هان ؟! بگذریم ! 

می خواستم مثلا دو کلمه حرف حساب بزنم مثل خیلی از ادما ! اخرشم که این از اب در اومدش !

بی خیال ! همینم واسه من که تموم حرف های حسابی رو یه عمر تو دلم و نگاهم حبس کردم زیاده ! راستی چرا ؟! نمی گم لال بودم ها ! نه !  اتفاقا تا دلت بخواد وراجی می کنم ! همین وراجی ها هم خیلی وقتا کار دستم می ده !  ولی خوب دست خودم نیست !

امروز دلم واسه استاد ادبیات تنگ شد! راه افتادم توی خیابونا دنبال یه گل فروشی ! ۳ هفته سر کلاسش نرفتم ! اخه می دونید که سر کلاس ادبیات رفتن شرایط می خواد! نمی شه که همین جوری بری سر کلاس بگی استاد ؟! اجازه هست ؟!  یه نیم ساعتی واستادم واسه تاکسی! خوش بحال فرماندار ورامین! اون لااقل بعد کلی انتظار یه تاکسی گیرش اومد اما خوب مثل این که طرف خیلی خر شانس بوده !

تاکسی نیومد ! خوشحال شدم ! اخه می تونستم ۱۰۰ تومن پول تاکسی رو پس انداز کنم ! پیاده راه افتادم طرف خیابون ... ! یه گل فروش مهربون اونجاس!

سلام علی اقا ؟! علی اقا؟! یوهوو ؟!؟؟ ۳ تا رز بهم بده با یه مریم ! پولشو دادم راه افتادم طرف دانشکده! توی راه همش دارم خدا خدا می کنم که بیرون کلاس ببینمش ! اخه بچه های  فنی که می دونید چه جورین  ؟ کافی بود ببینن من دارم به استاد گل میدم  اونا که نمی فهمن دل تنگی یعنی چی ؟! 

... استاد نیومده بود ! تا ۶ منتظر شدم نیومد ! کاش می دونستم کجاس !  دسته گلم موند توی دستم ! انداختمش دور !  پر پر شد ...  پر پر شد مثل خیلی از بچه هایی که پر پر می شن و هیچ کدوم از من و شماها صدامون در نمی اد که چرا ؟! ای ی ی ی ملت ؟!  چرا ؟! ای ی ی ی دولت خدمت گذار ای ی ی ی دولت وحدت ای ی ی ی دولت ابادانی ! آی ی ی ی تموم دولت هایی که از اول اریایی تا حالا به قدرت رسیدین ؟! کی جواب میده ؟! چرا همه ی بچه هامون دارن پر پر می شن ؟! چرا جوونامون دارن معتاد می شن ؟! چرا طلاق داره زیاد می شه ؟! چرا شهوت و عصیان گری داره بیداد می کنه ؟! چرا هیچ کی جوابی نداره ؟! همه رفتن قایم شدن ؟!

 

پ.ن: ام م م م ٬ تا چند وقت پیش از هر چی به اصطلاح رپ و رپر بود بدم میومد !  لعنت به کسایی که به اسم یه چیزی که ذاتا پاک و مطهره دست به هر کار کثیف و لجنی می زنن ! اینقدر زیر پرچم رپ ادم عوضی دیده بوده بودم که هر کجا اسم رپ میومد انگاری به من فحش می دادن ! اما چند وقته یه انسان دیدم که رپ می خونه !

 چیزای جالب توی زندگی خیلی اتفاق میفته ! کافیه بدونی چه جوری ببینیشون !

من توی سرما منتظر تاکسی واستادم ! اره ؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 19:2  توسط میثم  |